کدام کتابها و کجا، ما را کتابخوان میکنند؟

«سید کاظم حافظیان» معتقد است: اولین کتابهایی که یک فرد مطالعه میکند، نقش کلیدی در آینده او بهعنوان یک کتابخوان دارند و اگر این کتابها جذاب و تأثیرگذار باشند، فرد برای همیشه به مطالعه علاقهمند خواهد شد. البته کودکانی که در خانوادههای کتابخوان رشد میکنند، به مطالعه علاقهمند میشوند و این عادت را در طول زندگی حفظ میکنند.
تریبون اقتصاد_در دنیای امروز، در حالی که فضاهای مجازی و تکنولوژیهای نوین دسترسی به اطلاعات را به مراتب آسانتر کردهاند، وضعیت کتابخوانی در ایران همچنان موضوعی بحثبرانگیز است. برخی کاهش سرانه مطالعه را دلیلی بر افول فرهنگ کتابخوانی میدانند در حالی که دیگران بر این باورند که تغییرات در نحوه مطالعه و تحولات فرهنگی نشانهای از تحول مثبت است. «سید کاظم حافظیان» کارشناس و پیشکسوت حوزه کتابداری با اشاره به تجربههای مختلف خود در این زمینه تأکید دارد که برای ارزیابی واقعی وضعیت کتابخوانی در ایران باید معیارهای دقیق و تحقیقات عمیقتری صورت گیرد. در ادامه مشرح این گزارش را میخوانیم؛
کتابخوانی در ایران؛ سقوط یا تحول؟
به گزارش ایرنا، در گفتوگویی با سید کاظم حافظیان، موضوع تغییرات سرانه مطالعه در ایران مورد بررسی قرار گرفت. وی تأکید داشت که پیش از هرگونه اظهار نظر درباره کاهش سرانه مطالعه، باید پژوهشی جامع انجام شود که این ادعا را اثبات کند. به باور وی لازم است معیاری مشخص برای سنجش میزان مطالعه تعیین شود تا بتوان روند تغییرات آن را دقیقتر تحلیل کرد.
حافظیان معتقد است که عوامل اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اجتماعی بیتردید بر میزان مطالعه تأثیرگذار هستند اما وی شخصاً کاهش سرانه مطالعه در ایران را قبول ندارد و بر این باور است که مطالعه در کشور افزایش نیز داشته است.
این کارشناس حوزه کتابداری همچنین بر اهمیت تعریف دقیق از مطالعه تأکید میکند و میگوید: حال حاضر، معمولاً شمارگان و تیراژ کتاب بهعنوان معیاری برای ارزیابی میزان مطالعه در نظر گرفته میشود در حالیکه این معیار به تنهایی نمیتواند نشاندهنده وضعیت واقعی مطالعه در جامعه باشد.
پیشکسوت حوزه کتابداری با اشاره به تجربه ۲ ساله خود در باغ کتاب ملک ولنجک، بیان داشت که استقبال گستردهای از سوی مردم سراسر کشور برای دریافت و مطالعه کتاب مشاهده کرده است. وی توضیح داد که در این مجموعه، کتابها بدون محدودیت و شرایط سخت در اختیار مراجعهکنندگان قرار میگرفت و این امر باعث افزایش تمایل به مطالعه میشد.
بر اساس مشاهدات حافظیان، گروههای مختلفی از جمله کودکان، نوجوانان و حتی افراد مسن در سنین ۶۰ و ۷۰ سالگی به مطالعه علاقه نشان میدادند. این تجربیات نشان میدهد که با فراهمسازی شرایط مناسب، مردم اشتیاق زیادی به مطالعه دارند و این دیدگاه که سرانه مطالعه در ایران کاهش یافته است، نیازمند بررسیهای دقیقتر و معیارهای جامعتری است.
فضای مجازی: تیغ دو لبه یا فرصتی طلایی برای کتابخوانها؟
حافظیان معتقد است که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی تأثیر قابل توجهی بر میزان مطالعه در ایران داشتهاند. برخلاف برخی دیدگاهها که این تأثیر را منفی تلقی میکنند، وی بر این باور است که فضای مجازی باعث افزایش مطالعه شده است.
به گفته او، مطالعه امروزه در قالبهای متنوعی همچون کتابهای الکترونیکی (E-Book) و کتابهای صوتی گسترش یافته و دسترسی آسان به این منابع موجب استقبال بیشتر مردم از مطالعه شده است.
فضای مجازی، مانند هر فناوری دیگری، یک تیغ دولبه است. در کنار محتوای سطحی و زودگذر، مطالب علمی، مقالات، یادداشتهای تخصصی و حتی کتابهای کامل نیز در این بستر منتشر میشوند و مورد استقبال قرار میگیرند.
وی همچنین تأکید دارد که فضای مجازی امکان تعامل بیشتری را برای کاربران فراهم کرده است. افراد میتوانند درباره آنچه مطالعه کردهاند، اظهارنظر کنند، نقد بنویسند و دیدگاههای خود را به اشتراک بگذارند. این ویژگی فضای مجازی، جامعه اهل مطالعه را بیش از پیش به استفاده از آن ترغیب کرده است.
این کارشناس کتابداری در ادامه توضیح میدهد: فضای مجازی، مانند هر فناوری دیگری، یک تیغ دولبه است. در کنار محتوای سطحی و زودگذر، مطالب علمی، مقالات، یادداشتهای تخصصی و حتی کتابهای کامل نیز در این بستر منتشر میشوند و مورد استقبال قرار میگیرند. بنابراین به جای نگاه منفی، باید از ظرفیتهای این فضا برای گسترش مطالعه بهره برد.
وی همچنین اشاره میکند که فضای مجازی امکان درآمدزایی برای نویسندگان و ناشران را نیز فراهم کرده است. به گفته او برخی نویسندگان کتابهای خود را به صورت دیجیتال منتشر میکنند و از خوانندگان میخواهند در صورت تمایل مبلغی را به حساب مشخصی واریز کنند. این روش مورد استقبال قرار گرفته و نشاندهنده تغییری مثبت در فرهنگ مطالعه و حمایت از تولیدکنندگان محتوا است.
در مجموع، حافظیان فضای مجازی را فرصتی بزرگ برای توسعه فرهنگ مطالعه میداند. وی معتقد است که این بستر با ارائه ابزارهای نوین و ایجاد امکان تعامل، جامعه را بهسوی مطالعه بیشتر سوق داده و روشهای جدیدی برای دسترسی به دانش فراهم کرده است. مهمترین مسئله، نحوه استفاده صحیح از این فرصت است.
چرا کتابهای امانتی میتوانند فرهنگ مطالعه را متحول کنند؟
حافظیان معتقد است که یکی از مشکلات اساسی جامعه ما، عدم بهرهگیری صحیح از امکان کتابخانهها است. بسیاری تصور میکنند که برای مطالعه هر کتابی، حتماً باید آن را از کتابفروشی خریداری کنند، در حالی که این نگرش صحیح نیست. فرهنگ امانت دادن و تبادل کتاب میان علاقهمندان به مطالعه یکی از راههای دسترسی آسانتر به منابع مطالعاتی است. در میان اهل کتاب، این روند رواج دارد و کتابهای ارزشمند در میان افراد میچرخد، مطالعه میشود و دوباره به دیگران منتقل میگردد.
علاوه بر این کتابخانهها اعم از عمومی، مساجد، دانشگاهی و شخصی نقش مهمی در افزایش دسترسی به کتاب دارند. افراد میتوانند کتابهای مورد نیاز خود را بدون اجبار به خرید از این مراکز به امانت بگیرند و مطالعه کنند. در این میان، مسئولیت ویژهای بر عهده کتابخانههای عمومی است. این مراکز به عنوان پیشانی فرهنگ و دانشگاه مردم، باید امکان دسترسی به کتابهای روز و تازه منتشر شده را برای عموم فراهم کنند. روند انتخاب کتاب در این کتابخانهها نباید بر اساس معیارهای سلیقهای، دستوری یا ایدئولوژیکی باشد، بلکه باید کتابهایی که مجوز انتشار دارند و به بازار عرضه شدهاند، در اختیار جامعه قرار گیرند. این سیاست در بسیاری از کشورهای جهان اجرا میشود و تأثیر مثبتی در گسترش فرهنگ مطالعه دارد.
علاوه بر کتابخانههای عمومی، حافظیان بر اهمیت تقویت کتابخانههای مدارس تأکید دارد. این فضاها میتوانند بستری برای ایجاد علاقه به مطالعه در میان دانشآموزان باشند. تبلیغ و تشویق دانشآموزان به استفاده از کتابخانهها از سنین پایین نقش مهمی در ترویج فرهنگ کتابخوانی در جامعه دارد.
وی همچنین معتقد است که دولت میتواند با ارائه یارانهها و حمایتهای مالی از ناشران، از بروز «سانسور اقتصادی» جلوگیری کند. کاهش هزینههای تولید و توزیع کتاب از طریق سوبسیدها میتواند قیمت کتاب را کاهش دهد و آن را در دسترس طیف وسیعتری از مردم قرار دهد. چنین سیاستهایی میتوانند نقش مهمی در افزایش میزان مطالعه در کشور ایفا کنند.
چگونه کتابخوانی به متمدن بودن کمک میکند؟
حافظیان معتقد است که مقایسه سرانه مطالعه در ایران با سایر کشورهای منطقه و جهان نیازمند معیارهای دقیق و بررسیهای عمیقتری است. به گفته وی، این که شمارگان کتاب در ایران پایینتر باشد، لزوماً به این معنا نیست که مردم کمتر مطالعه میکنند.
وی تأکید دارد که اطلاعات دقیقی از وضعیت مطالعه در سایر کشورهای منطقه در دسترس نیست و نباید بدون آگاهی کافی، چنین مقایسههایی انجام داد.
یکی از سنجههای مهمی که میتواند وضعیت مطالعه را نشان دهد، رفتار اجتماعی افراد است. از نظر حافظیان، مطالعه باید در شخصیت و رفتار افراد تأثیر بگذارد. فردی که کتاب میخواند، باید در موقعیتهای مختلف اجتماعی مانند سوار شدن به اتوبوس، عبور از خط عابر پیاده، رانندگی، تعاملات روزمره و محیطهای آموزشی و فرهنگی، رفتار متمدنانه و آگاهانهای داشته باشد. در جوامعی که فرهنگ کتابخوانی ریشهدار است، افراد به اصول قانونمندی پایبندتر هستند، مسئلهای که در برخی کشورهای اروپایی به وضوح مشاهده میشود.
وی همچنین به نقش مطالعه در محیطهای اداری اشاره دارد. به باور او زمانی که افراد در ادارات و سازمانهای دولتی اعم از بخشهای مرتبط با قوه قضاییه، مجریه یا مقننه اهل مطالعه باشند، نحوه برخورد آنها با مراجعان نیز تغییر میکند. فردی که کتاب میخواند در تعامل با دیگران درک بهتری دارد، مسئولیتپذیرتر است و رفتار محترمانهتری از خود نشان میدهد.
در مجموع، حافظیان بر این باور است که سرانه مطالعه نباید تنها با شمارگان کتاب سنجیده شود، بلکه باید تأثیر مطالعه در رفتار اجتماعی، فرهنگی و اداری مردم را نیز بهعنوان معیاری مهم در نظر گرفت. توسعه فرهنگ مطالعه زمانی معنا پیدا میکند که اثرات آن در تعاملات اجتماعی و رعایت اصول زندگی مدنی مشهود باشد.
چرا حمایت از کتابهای خوب در ایران ضروری است؟
حافظیان معتقد است که سرمایهگذاری در حوزه فرهنگ باید گسترده و هدفمند باشد. به گفته وی، این سرمایهگذاری نباید محدود به حمایت از پروژهها یا افراد خاص شود، بلکه باید بر اساس نیاز جامعه و برای حمایت از آثار و منابع فرهنگی که واقعاً مفید هستند، صورت گیرد. مجلات و کتابهای خوب باید مورد حمایت قرار گیرند اما این حمایت باید به آثار واقعی و مفید اختصاص یابد نه آثار فرمایشی که تنها به دلیل تبلیغاتی یا تشویقی وارد جامعه میشوند. او اشاره میکند که این آثار اغلب مورد استقبال قرار نمیگیرند و در نهایت در کتابخانهها خاک میخورند.
حافظیان با اشاره به تجربه خود از مشاهده کتابهایی که به صورت «کیلویی» به کتابخانهها ارسال میشدهاند، اظهار میدارد که این نوع حمایت در حقیقت موجب هدر رفت منابع میشود. بسیاری از این کتابها که توسط کتابخانهها دریافت میشوند، به دلیل عدم استقبال عمومی، نهایتاً کنار گذاشته میشوند و هیچ کاربردی ندارند. به اعتقاد او، حمایت از آثار فرهنگی باید به گونهای صورت گیرد که منافع واقعی برای جامعه داشته باشد.
وی در ادامه توضیح میدهد: مطالعه تنها به کتاب محدود نمیشود. منابع اطلاعاتی گوناگونی وجود دارند که میتوانند به عنوان محملهای مطالعاتی مطرح شوند. این منابع شامل مجلات، فیلمها، آثار هنری، نوارها و حتی کاستها هستند.
تجربه نشان داده است که کودکانی که در خانوادههای کتابخوان رشد میکنند، به مطالعه علاقهمند میشوند و این عادت را در طول زندگی حفظ میکنند.
حافظیان بر این باور است که کتابخانههای بزرگ جهان علاوه بر کتابهای چاپی، منابع گوناگونی از جمله فیلمها و سایر آثار رسانهای را نیز به مخاطبان خود ارائه میدهند. از نظر او، مهمترین نکته این است که دولت باید توجه بیشتری به حمایت از آثار خوب و مفید داشته باشد، آثار که قطعاً در جامعه قابل شناسایی و استقبال هستند.
وی تأکید میکند که اگر به این مسائل توجه نشود و تنها به تبلیغات سطحی بسنده شود، سرمایهگذاری در فرهنگ به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
راهکارهای مؤثر برای افزایش مطالعه
حافظیان معتقد است که ترویج فرهنگ کتابخوانی در ایران نیازمند سیاستگذاریهای فرهنگی مؤثر در چندین حوزه است. نخستین و مهمترین نهاد برای پرورش علاقه به مطالعه، خانواده است. تجربه نشان داده است که کودکانی که در خانوادههای کتابخوان رشد میکنند، به مطالعه علاقهمند میشوند و این عادت را در طول زندگی حفظ میکنند.
به گفته وی، اولین کتابهایی که یک فرد مطالعه میکند، نقش کلیدی در آینده او بهعنوان یک کتابخوان دارند و اگر این کتابها جذاب و تأثیرگذار باشند، فرد برای همیشه به مطالعه علاقهمند خواهد شد.
پس از خانواده، محیطهای آموزشی مانند مدارس و دبیرستانها نقشی اساسی در نهادینه کردن فرهنگ مطالعه دارند. حافظیان تأکید دارد که کتاب درسی نباید تنها منبع مطالعه در مدارس باشد، بلکه باید کتابخانههای مدارس گسترش یابند و ساعات مشخصی برای مطالعه غیر درسی در نظر گرفته شود. در حال حاضر، بسیاری از مدارس فاقد کتابخانههای مناسب هستند و دانشآموزان فرصت کافی برای مطالعه آزاد ندارند. ایجاد ساعتهای مشخص برای کتابخوانی در برنامه آموزشی میتواند نقش مهمی در تقویت این فرهنگ ایفا کند.
علاوه بر این، وی بر اهمیت تغییر شیوههای آموزشی در دانشگاهها تأکید دارد. سیستم آموزشی باید به گونهای باشد که مطالعه و مراجعه به منابع علمی و کتابها به عنوان بخشی از روند یادگیری تعریف شود. به گفته وی، برخی افراد در دوران سربازی یا شرایط خاص به مطالعه علاقهمند میشوند اما این کافی نیست. ترویج مطالعه باید از خانواده و مدرسه آغاز شود و در دانشگاه تقویت گردد.
یکی دیگر از راهکارهای مهم برای ترویج کتابخوانی، افزایش دسترسی به کتابخانهها است. حافظیان با اشاره به تجربه خود در یکی از کشورهای اروپایی، بیان میکند که در آن کشور، افراد در هر ۵۰۰ متر به یک کتابخانه دسترسی دارند، که میتواند عمومی، دانشگاهی یا آموزشگاهی باشد. این میزان دسترسی به کتابخانهها، امکان مطالعه را برای عموم مردم تسهیل میکند. به همین دلیل، توسعه کتابخانههای عمومی و تخصصی در ایران باید بهعنوان یکی از سیاستهای کلیدی فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین به نقش رسانهها، بهویژه صدا و سیما، در ترویج فرهنگ مطالعه اشاره میکند. متأسفانه، برنامههای کتابمحور در رسانههای رسمی محدود و اغلب فرمایشی هستند و جایگاه چندانی در میان مردم ندارند. به گفته حافظیان، تجربه برنامههای موفق درباره کتاب نشان داده است که در صورت تهیه و اجرای مناسب، این برنامهها میتوانند با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شوند. بنابراین، رسانهها باید نقش فعالتری در معرفی و نقد آثار ارزشمند ایفا کنند و برنامههای فرهنگی مرتبط با کتاب را بهصورت جدیتر دنبال کنند.