تریبون اقتصاد غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی در برنامه حضور گفت: ما بلدیم صحبت کنیم، داد بزنیم، شعار بدهیم. اما خواست اصلی مردم، مخصوصاً مستضعفان، چیز دیگری است که ولله این صداهای ما صدای آنها نیست. من تخصصم بودجه است، کارم مقررات مالی است. وقتی به بودجه نگاه میکنم، باید ترازها، منابع و مصارف، اولویتبندیها را بررسی کنم. باید ببینم کدام بودجه حکومتی است، کدام غیرحکومتی. نتیجه این کار باید این باشد که مردم احساس رضایت بیشتری کنند و انقلاب هم حفظ شود.
به گزارش جماران جدیدترین برنامه «حضور» به گفت و گو با غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی نشسته است.
سخنرانیهای امام از ساختمان کوچک و محقر جماران دنیا را تکان میداد
غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی در برنامه «حضور» با اشاره به نخسنین حضورش در حسینیه جماران و دیدار با امام خمینی (ره) اظهار داشت: اولین بار در دوران دانشجویی، در دهه ۶۰، به اینجا آمدم. فضا و حال و هوای آن موقع، خیلی با الان فرق میکرد ولی قطعاً نه فقط من، بلکه همه کسانی که حتی به این مکان نیامدهاند، نسبت به آن حس خوبی دارند.
وی تأکید کرد: چه نسل من، چه نسل قبل و چه نسلهای بعد، فکر میکنم همه ایرانیها باید این فضا را ببینند و درک کنند که امامی که سخنانش در آن دوران جهان را تکان میداد، از چه ساختمانی پیامهای خود را منتقل میکرد. از یک جای محقر و کوچک بر دنیا اثر میگذاشت.
گچساران؛ شهر انقلاب
نماینده مردم گچساران و باشت با اشاره به حال و هوای دوران مبارزات انقلابی خود در گچساران بیان داشت: معتقدم همنسلهای ما نقش بسزایی در پیروزی انقلاب داشتند و همراه با مردم بودند. در اوایل سال ۵۷، گچساران یکی از شهرهایی بود که زودتر از خیلی از مناطق دیگر درگیر انقلاب شد. این شهر جزو معدود شهرهایی بود که شهید داد.
وی ادامه داد: در ۱۹ آبان ۵۷، در جریان یک تظاهرات و سخنرانی، نیروهای رژیم پهلوی به تظاهرکنندگان حمله کردند و چندین نفر به شهادت رسیدند. یعنی گچساران یک شهر انقلابی بود. عموزاده بنده هم جزو سردمداران جریان انقلابی قبل از انقلاب بود و به واسطه همین، کلا در جریان انقلاب و شاهد دستگیریها، حملهها، بازداشتها و اقدامات ساواک بودیم. من به همراه ایشان و دیگر جوانان و نوجوانان شهر، نسبت به انقلاب کاملاً حس داشتیم و در جریان وقایع بودیم.
تبعیض در حدی بود که حتی اجازه ورود به منطقه مسکونی شرکت نفت را هم نداشتیم
تاجگردون تبعیض و محرومیت را دلیل گرایش مردم گچساران به عدالت اجتماعی مورد نظر امام (ره) دانست و گفت: مردم آن مناطق که مناطق محرومی هم بودند، واقعاً این مسائل را با تمام وجود حس میکردند. فرمایشات امام (ره) درباره رفاه، اقتصاد و اینکه حق مردم چه هست، به خصوص که آنجا یک منطقه نفتخیر بود، برای ما بسیار ملموس بود. به خصوص که ما حتی اجازه ورود به مناطق مسکونی کارکنان شرکت نفت را نداشتیم. این تفاوت، درک عدالت اجتماعی را برای مردم منطقه آسان میکرد.
کارکنان شرکت نفت در انقلاب نقش مهمی داشتند
این مبارز دوران انقلاب با اشاره به نقش کارکنان شرکت نفت در گرم شدن تنور مبارزات انقلابی در گچساران اظهار داشت: درست که این تبعیض وجود داشت اما جریان انقلاب با کارگران و کارکنان شرکت نفت شکل گرفت و خیلی هم قوی بود. اینها اولین گروهی بودند که شیرهای نفت را بستند و رژیم به تزلزل افتاد و کمر رژیم شکست. مرحوم بازرگان و مرحوم هاشمی رفسنجانی از جمله چهرههایی بودند که در اولین سفرهای خود در جریان انقلاب، به گچساران آمدند، حتی بعد از اعتصاب؛ که بتوانند اعتصاب را بشکنند و چرخ اقتصاد بچرخد.
به دیدگاه امام درباره توجه به اقشار مستضعف و عدالت اجتماعی عمل نکردیم
این مقام مسئول با بیان اینکه رفتار ما امروز تفاوت زیادی با دیدگاههای امام دارد، افزود: امام همیشه بر توجه به مردم، اقشار مستضعف و عدالت اجتماعی و اقتصادی تأکید داشتند، اما ما واقعاً در این زمینهها فاصله زیادی و نمیتوان گفت که توانستهایم بهطور کامل به دیدگاههای ایشان عمل کنیم.
وی توضیح داد: این مسئله چند دلیل دارد؛ از جمله تغییر شرایط زمانی و جهانی، اتفاقاتی که در ایران رخ داده و همچنین کوتاهیهایی که ما داشتهایم و اینکه حداقل نتوانستیم نگاه امام را بهدرستی تئوریزه کرده و به اجرا بگذاریم. این یک نکته مهم است. درست است که قانون اساسی ما در زمان امام تدوین شد و بسیاری از مبانی آن هنوز به واسطه جریان انقلابی و سیاستهای کلی که از آن نشأت گرفته، پابرجاست و معلوم نیست اگر قانون اساسی به این شکل تعدیل نمیشد، ما چقدر از دیدگاه امام فاصله پیدا میکردیم.
نوع نگاه ما با هیچ یک از نگاههای امام تطبیق ندارد
نگرانیم که نسلهای آینده از دیدگاههای امام فاصله بیشتری بگیرند
تاجگردون بیان داشت: برای مثال، وقتی درباره سه بخش دولتی، خصوصی و تعاونی صحبت میکنیم، یا اصل ۴۴ قانون اساسی را تفسیر و اجرا میکنیم و یا برای تحقق حاکمیت مستضعفین بر جهان که منشأ قرآنی دارد و مورد تأکید امام بود، تلاش میکنیم در واقع داریم بر اساس همان مبانی امام عمل میکنیم. اما نوع نگاه ما با هیچ یک از نگاههای امام تطبیق ندارد و فاصله زیادی داریم. این نگرانی همیشه وجود دارد که شاید این فاصله در نسل آینده خیلی بیشتر شود. البته سیاستهای کلی نظام و بهویژه دقت و حساسیت رهبر انقلاب در حفظ جریان انقلاب و پایبندی به فرمایشات امام، تأثیر زیادی دارد، اما همچنان باید بپذیریم که فاصله زیادی با آرمانهای امام داریم.
مردم میگویند از کجا معلوم که اگر همان روند طی میشد، وضعیت بهتر از این نمیشد؟
این نماینده مجلس با بیان اینکه امروز دیگر داشتن جاده و راه و آب و خدمات رفاهی هر چند که با گذشته قابل مقایسه نیست ولی از نظر مردم، ملاک موفقیت محسوب نمیشود، اذعان کرد: اما مردم میگویند از کجا معلوم که اگر همان روند طی میشد، وضعیت بهتر از این نمیشد؟ امروز مردم از طریق فضای مجازی و رسانهها، شرایط کشور را با نقاط دیگر کشور و جهان مقایسه میکنند. کسی که امروز در گچساران نشسته، میبیند که در شهرها و حتی در کشورهای دیگر چه خبر است و میگوید که خب ما که در آن زمان، از اینها جلوتر بودیم.
برخی تصمیمات غلط و بحرانهای متعدد، باعث شد فاصله ما با آرمانهای اولیه بیشتر شود
کارهای بزرگی شده، ولی حق مردم ادا نشده است
وی با تأکید بر اینکه نمیشود همه چیز را به جنگ و تحریمها ربط داد، گفت: مردم این چیزها را نگاه میکنند و دیگر به نسل انقلاب و اینکه امام چه فرمودند زیاد توجهی ندارند؛ بلکه به زندگی خود نگاه میکنند. با شعار رفع تبعیض و عدالت و رفاه وارد عمل شدیم و حرکت خوبی هم شد اما بعد از جنگ و اتفاقات دیگر و برخی تصمیمات غلط و بحرانهای متعدد، باعث شد که فاصله ما با آرمانهای اولیه بیشتر شود. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، در این سالها کارهای بزرگی انجام شده است، اما حق مردم آنطور که شایسته آنهاست، ادا نشده است.
چرا شعار آب و برق مجانی محقق نشد؟
تاجگردون با واکاوی شعار مجانی شدن آب و برق در روزهای نخست انقلاب اظهار داشت: برخی میگویند که امام این وعدهها را دادند تا مردم را به خیابانها بکشانند. اما امام واقعا نگاه دقیقی به این مسائل داشتند، چون کشوری که اینقدر نفت و ثروت دارد، نباید هزینه چنین چیزهایی را بدهد. یک واقعیت دیگر هم این است که شاید جزئیات این وعدهها و نحوه اجرای آنها بهدرستی آنالیز نشده بود که بعد از انقلاب دقیقاً چه اتفاقاتی پیش خواهد آمد.
وی یادآور شد: ما از سال ۵۷ تاکنون، تحولات گستردهای در دنیا و کشور داشتهایم. در دورهای مثل سالهای ۵۲ تا ۵۶، درآمد نفتی آنقدر بالا رفت که حتی نمیدانستیم چطور آن را خرج کنیم. آن زمان برنامهای برای توسعه نوشته شد که مشخص کند پول نفت کجا هزینه شود. درآمد نفتی ما در آن دوره چندین برابر شد، طوری که ایران حتی به دیگر کشورها وام میداد. در سال ۵۶ برنامه مکمل توسعه به مجلس رفت که شاه میخواست تصویب کند که پول جدید، چطور هزینه شود. یک دورهای هم داشتیم که نمیتوانستیم نفت بفروشیم یا حقوق کارکنان را بدهیم.
نمایش توسعه شاه فقط برای بخشی از جامعه بود
این اقتصاددان گفت: برنامه آخر قبل از انقلاب یعنی برنامه پنجم توسعه، تقریباً بیشتر زیرساختی بود و میتوان گفت تقریبا بسیاری از راهها، نیروگاهها، سدها و فرودگاهها و سایر زیرساختهایی که امروز داریم، مربوط به همان دوره است و منابع زیادی صرف این پروژهها شد، اما این خدمات برای همه مردم، مخصوصاً نقاط دوردست، بهطور برابر قابل دسترس نبود. در نتیجه، مردم درک ملموسی از توسعه نداشتند. شاید اگر رویکرد متفاوتی اتخاذ میشد که مردم احساس کنند توسعه به نفع آنهاست، شرایط متفاوت بود.
وی افزود: شاه در مسیر توسعه، بیشتر بهدنبال تبدیل ایران به قدرت اول منطقه بود و به همین دلیل هزینههای زیادی در حوزه نظامی کرد. اما وقتی توسعه در حد پروژههای بزرگ باقی بماند و مردم عادی آن را حس نکنند، کارآمدی لازم را نخواهد داشت. من بهعنوان نماینده مجلس، اگر اتوبان و بیمارستان بسازم اما به مردم مستضعف توجه نکنم، موفق نخواهم شد.
تاجگردون خاطرنشان کرد: یادم هست در یک سفر انتخاباتی به روسیه، خانمی مسن و سخنور، سخنرانی کرد و حرف جالبی زد. به من گفت آقای تاجگردون شما اگر میخواهید نماینده شوید، (ببخشید این مثال را میزنم) فرض کن اگر یک چوپان هستی و میخواهی گلهای را هدایت کنی، باید همیشه حواست به آخرین نفر باشد. چون آنهایی که جلو هستند، راه خودشان را پیدا میکنند. حکومت هم اگر دلش به این خوش باشد که نفر جلویی یَل و شجاع است و عقبیها جا بمانند، این حکومت هم جا میماند.
یکی از عیبهای جدی حکومت شاه این بود که در مسیر توسعه، عدالت را در نظر نگرفت
شورش فقراست که حکومتها را سرنگون میکند، نه شورش ثروتمندان
وی با بیان اینکه یکی از عیبهای جدی حکومت شاه این بود که در مسیر توسعه، عدالت را در نظر نگرفت، اضافه کرد: استراتژی او ایجاد جریان زیرساختی تکاثر ثروت بود که براساس آن، جامعه را رشد بدهد که نمیشود گفت کلا غلط است چون در خیلی از کشورها، از جمله ترکیه نیز دنبال شده و در خیلیها هم تازه دارد شکل میگیرد؛ اما اینکه همزمان با آن توجه به عدالت اجتماعی صورت بگیرد، همواره دچار نقصان و ضعفهایی است. به همین دلیل همیشه گفته میشود که شورش فقراست که حکومتها را سرنگون میکند، نه شورش ثروتمندان. بنابراین هر حکومتی باید به فکر مستضعفان خود باشد.
بسیاری از پروژههای دوران پهلوی با همکاری مشاوران خارجی انجام شد
امروز برای اجرای پروژههای زیرساختی نیازی به مشاوران خارجی نداریم
رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی با اشاره به نقش مستشاران آمریکایی در طراحی و تدوین برنامهها و طراحهای زیرساختی رژیم پهلوی گفت: این اواخر شاه با آمریکاییها کنتاکت پیدا کرد، اما تقریباً از برنامه دوم و سوم توسعه به بعد، مشاوران آمریکایی در سازمان برنامه و بودجه مستقر بودند و در تدوین برنامههای توسعه کمک میکردند. در این دوره، بسیاری از پروژههای زیرساختی با همکاری مشاوران خارجی انجام شد. در حالیکه امروز تقریباً تمام پروژههای زیرساختی کشور، توسط نیروهای داخلی طراحی و اجرا میشود.
وی خاطرنشان کرد: برخی از آزادراهها، بزرگراهها و راهآهنها، طرح و اجرای اولیه برای آن دوران است که حالا به روز و تقویت شده است. امروز برای اجرای پروژههای زیرساختی در کشور نیازی به مشاوران خارجی یا پیمانکار خارجی نداریم. یادم هست در شهر کوچک نفتی محل زندگیمان، خیابانی بود که حدود ۶۰ تا ۷۰ خانه در آن متعلق به خارجیها بود. مشاوران و کارشناسان نفتی آنجا زندگی میکردند. این وضعیت در بسیاری از شهرهای دیگر نیز وجود داشت. اما امروز دیگر چنین چیزی را نمیبینیم و این حسن انقلاب است.
اوایل انقلاب نیروهای سازمان برنامه و بودجه را بیرون کردند و اسناد سازمان را از پنجره بیرون ریختند!
این اقتصاددان در ادامه سخنان خود به برخوردهای عجیب در دورههای مختلف با سازمان برنامه و بودجه اشاره کرد و بیان داشت: آقای خیّر اولین رئیس سازمان برنامه و بودجه بعد از انقلاب بود که بسیاری از نیروهای قدیمی را کنار گذاشت و به آنها گفت که فعلاً به خانه بروید تا بعداً خبرتان کنیم. و حتی تعریف میکردند که اسناد سازمان برنامه را از پنجرهها بیرون میریختند. بعد از مدتی، از برخی افراد خواستند که برگردند؛ نه از همه؛ یکی یکی زنگ زدند که برگردند. البته اینها اتفاقات آن دوران بود و بعد از آن این اتفاق به شیوه دیگری افتاد.
ماجرای سه نامه با یک مضمون در سه دوره متفاوت برای تخریب سازمان برنامه و بودجه!
تاجگردون یادآور شد: من در یادداشتی نوشته بودم که در سه مقطع تاریخی با سازمان برنامه به همین شکل برخورد شده است؛ یکبار در زمان نخستوزیری منصور، یکبار در زمان هویدا، و یکبار در دوره آقای احمدینژاد. هر سه، نامه مینویسند که یک مضمون دارد که سازمان برنامه را کوچک کنند و سعی کنید یک گروه کوچکی فکر کند و نیازی به بقیه نیست!
وی ادامه داد: سازمان برنامه، یک نهاد توسعهای بود که پروژههای بزرگ کشوری را اجرا میکرد. پول نفت به آنجا میرفت و خرج کار توسعه و پول مالیات هم خرج امور جاری میشد؛ نخستوزیر میدید که پول جای دیگری است و میخواست این قدرت مالی را زیر نظر خود داشته باشد، به شاه فشار میآورد که سازمان برنامه باید زیرنظر من باشد. بنابراین، گاهی سازمان برنامه را زیر نظر خود میآوردند و گاهی جدا میکردند.
تغییر ساختار سازمان برنامه و بودجه با هدف قدرتطلبی
این مقام سابق سازمان برنامه و بودجه اظهار داشت: اتفاقی که در دوره احمدینژاد افتاد، اولین بار نبود، بلکه سومین بار بود. وقتی که یک نهاد قدرتمند در مدیریت اجرایی شکل میگیرد، برخی برای کنترل آن یا شکستن قدرتش، چنین برخوردهایی انجام میدهند. قبل از انقلاب هم این مسئله وجود داشت. این موضوع ناشی از یک حس قدرت است، که طرف میخواهد دارای یک قدرت مطلق در اجرای برخی از موضوعات باشد.
تدبیری که هم در دوران پهلوی نادیده گرفته شد و هم در جمهوری اسلامی
آب و برق جزایر ایرانی را درست نکردیم و حالا با سوبسید میخواهیم مردم را به آنجا ببریم
تاجگردون تصریح کرد: خواندن تاریخ شفاهی خیلی خوب است برای اینکه آدم بداند چه تصمیماتی بگیرد و از تاریخ درس بگیرد. در کتاب تاریخ شفاهی خاطرات مجیدی، رئیس سازمان برنامه قبل از انقلاب، آمده که در شورای اقتصاد، شاه گفته بود: «وقتی با پرواز از خلیج فارس عبور میکردم، دیدم که جزایر متعلق به ما تاریکاند، ولی جزایر کشورهای عربی روشن هستند و این من را ناراحت کرد. چرا آنها روشن باشند و ما نه؟»
مجیدی در پاسخ به شاه گفته بود: «قبل از اینکه این جزایر به نور و روشنایی نیاز داشته باشند، به آب و حیات نیاز دارند. یک چراغ روشن کردن که مشکل را حل نمیکند.»
وی افزود: حالا بعد از چند دهه، هنوز مشکل آب آنجا حل نشده است، پس مشخص است که مجیدی آن زمان درست میگفت. ما نیاز به تأمین زیرساختها و امکانات زندگی داشتیم، نه فقط روشن کردن چراغ. اگر در آن زمان، زیرساختهای آب و امکاناتی مثل آبشیرینکن داشتیم، جمعیت در این جزایر ساکن میشد و اقتصاد شکل میگرفت. اما حالا، بعد از ۵۰-۶۰ سال، مجبوریم با یارانه و سوبسید مردم را به ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک ببریم. اگر آن زمان به درستی عمل شده بود، این اتفاق بهطور طبیعی رخ میداد.
این اقتصاددان دلیل برخوردهای سلبی با سازمان برنامه و بودجه را بیشتر تشریح کرد و گفت: نوع نگاه سازمان برنامه همیشه یک نگاه توسعهای بوده، چه در زمان شاه و چه بعد از انقلاب، چه در زمان میرحسین موسوی و چه در دولتهای بعدی. این نگاه هیچوقت تغییر نکرده، هرچند دچار فراز و نشیب شده است. اما هر وقت حاکمان قدرتمند نیاز به منابع مالی فوری پیدا میکردند برای پول پاشیدن، تلاش میکردند سازمان برنامه را تضعیف کنند.
ناترازی امروز برق نتیجه پولپاشی دولت نهم است
وی یادآور شد: در شهریور ۱۳۸۴، بودجه عمومی کشور ۲۰ هزار میلیارد تومان و بودجه عمرانی ۱۰ هزار میلیارد تومان بود، یعنی در مجموع ۳۰ هزار میلیارد تومان. اما با روی کار آمدن دولت جدید و افزایش قیمت نفت و شروع کردن به پول خرج کردن، فقط در ۶ ماه، بودجه جاری دو برابر شد و به ۴۰ هزار میلیارد تومان رسید. چرا؟ چون دولت پول داشت و سازمان برنامه مانع این خرجتراشیها میشد، نه از سر مخالفت، بلکه به دلیل داشتن یک جهتگیری توسعهای.
تاجگردون افزود: من یادم هست در سال ۱۳۸۴، در پایان دولت آقای خاتمی، ما حدود ۵ میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی داشتیم. آن زمان در شورای اقتصاد یا شورای هیئت امنای ارزی، سازمان برنامه پیشنهاد داد که با این پول، نیروگاه بسازیم. مثلاً احداث یک نیروگاه ۵۰۰ مگاواتی حدود ۲۵۰ میلیون دلاریا کمتر هزینه داشت. ما در آن زمان ۳۰ هزار مگاوات ظرفیت تولید برق داشتیم، اما برای افق ۱۰ تا ۲۰ ساله، ۴۵ هزار مگاوات نیاز داشتیم. یعنی ۱۵ هزار مگاوات برق جدید لازم بود تا رشد اقتصادی ۸ درصدی تحقق پیدا کند.
نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس بیان داشت: با سرمایهگذاری ۳ میلیارد دلاری در نیروگاهها، میتوانستیم این مشکل را حل کنیم. تحریم هم نبود و نیروگاهها را راحت میشد نصب کرد، همانطور که نیروگاه ساوه و زرندیه و نیروگاههای دیگر در همان مقطع ساخته شدند. اگر آن زمان این ۵ میلیارد دلار را هزینه کرده بودیم، الان قطعا ناترازی نداشتیم ولی این ۵ میلیارد دلار به جای سرمایهگذاری، خرج بودجه جاری شد و مردم هم خوشحال بودند. چون طرح تثبیت قیمتها اجرا شد، قیمتها افزایش نیافت و پول مستقیماً به مردم داده شد. خب نتیجه این شد که امروز با ناترازی برق روبهرو هستیم، چون آن سرمایه صرف توسعه نشد.
معتقدم حاکمی که به فکر نوههای شما نباشد، آن حاکم خائن است
وی خاطرنشان کرد: البته نمیتوان انتظار داشت که نگاه حاکم و نگاه مردم همیشه یکی باشد. من همیشه این جمله را تکرار کردهام، هرچند بعضیها میگویند نگو. اگر یک حاکم به فکر نوههای شما نباشد، آن حاکم خائن است. در مبانی توسعه، ما باید به فکر نوههایمان باشیم. به عنوان مثال، استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۰۰ را مطالعه کنید. در آنجا آنها به فکر نسلهای بعدی خود هستند و تصمیمگیریهایشان برای آیندهای ۲۰۰ یا حتی ۳۰۰ ساله طراحی شده است. در حالی که ما در ایران، نمیتوانیم برای نسل فعلی هم تصمیمهای درستی بگیریم، چه برسد به نسلهای بعدی.
تاجگردون تصریح کرد: اگر قرآن میفرماید وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ و یا امام فرمودند به فکر مستضعفین باشید، نه اینکه باید فقیرترین فرد را رئیسجمهور یا وزیر کنیم. و نه اینکه ثروتمندترین آدم باید رئیس جمهور و وزیر بشود بلکه حاکم باید فردی با روح بزرگ باشد که بداند منابع کشور باید به مستضعفین برسد و این به معنای خدمات اجتماعی است اما متاسفانه ما در عمل، بهجای ایجاد زیرساختها، تمرکز را بر روی پرداختهای مستقیم گذاشتیم. این باعث شد که مردم از پرداختهای مستقیم خوشحال شوند. و ما امروز میبینیم با نگاه امام چقدر فاصله داریم.
اگر اوایل انقلاب که امام فرمود اختیار بازار را به مردم بدهید تمکین میکردیم، اتفاقات دیگری رخ میداد
وی با اشاره به دیدگاههای اقتصادی امام روحالله بیان داشت: امام در امر اقتصاد، اختیار و اعتمادش بالا بود. وقتی ایشان گفتند اختیار اوضاع را به مردم بدهید تا مردم عمل کنند، ناشی از یک منش اقتصادی است. امام این نکته را در سال ۶۵ و در زمان جنگ مطرح میکند و تاکید داشتند که دولت نباید در جایی که مردم میتوانند کار کنند، دخالت کند. چرا این را میفرمایند؟ چون دولت این کار را نمیکرد. دولت آقای میرحسین موسوی دولت بستهای بود که میدان را به بازار نمیداد. رهبری هم در فرمایش آخرشان در دیدار از نمایشگاه، در مورد خصوصیسازی صریحترین جملات را فرمودند.
تاجگردون گفت: آن موقع به عنوان دانشجوی چپ یا حتی دانشجوی دفتر تحکیمی، ممکن بود به نوع نگاه امام و حرفهایی که میزدند، اعتراض میکردیم که چرا طرف بازار را گرفتهاند. شاید اگر آن زمان تمکین میکردیم، اتفاقات دیگری رخ میداد.
خاطره تاجگردون از تغییر نگاه مرحوم پرویز داوودی درباره دخالت دولت در اقتصاد
وی خاطرنشان کرد: سال ۶۵ مرحوم دکتر پرویز داوودی استاد من در دانشگاه بود. سر کلاس از دخالت دولت در اقتصاد انتقاد میکرد. میگفت که همین مانده این روزها دولت قیمت زولبیا و بامیه را هم تعیین کند! یعنی اینقدر دارد دخالت میکند. ما بعد از کلاس با ایشان بحث کردیم که آقا جنگ است و انقلاب شده و شما چرا دارید تضعیف میکنید؟!
این مسئول اقتصادی گفت: سال ۸۵ که ایشان معاون اول بود، در ماه رمضان، دولت در بخشنامهای قیمت زولبیا و بامیه را اعلام کرد. من در یکی از روزنامههای همان موقع، با کسب اجازه از ایشان و عذرخواهی، این خاطره را تعریف کردم. یکی از دوستان مشترک ما گفت که آقای دکتر گله کرده که چرا فلانی این خاطره را تعریف کرده؛ گفتم میخواهم نوع نگاه را بگویم که بعد از ۲۰ سال کسی که منتقد بود میآید قیمت زولبیا و بامیه را تعیین میکند.
تاجگردون یادآور شد: در سال ۷۰، ایشان معاونت اقتصادی وزیر اقتصاد شده بود و دکتر نوربخش وزیر اقتصاد بود و من هم مدیر ایشان شده بودم. خاطرم هست که در سال ۷۰ خدمت ایشان بودم به عنوان دستیار ایشان و آقای دکتر نوربخش، در دانشگاه اصفهان سمینار تعدیل اقتصادی را برگزار کردیم و آقای دکتر داوودی یکی از تندترین سیاستهای تعدیل اقتصادی درباره تعدیل و اقتصاد بازار و بازار آزاد را مطرح کرد. اما همان فرد در سال ۸۵ و ۸۶ به عنوان یک مقام دولتی، یک فرد بستهای میشود که تصمیماتی میگرفت که کاملاً مخالف آن دیدگاههای قبلی بود.
چرخش دیدگاهها مردم را گیج کرده است
وی اظهار داشت: همین جریان انقلابی و غیرانقلابی و راست و چپ اینقدر فراز و نشیب و همراه با رفتارهای سیاسی داشته که مردم گیج شدهاند. خودمان که گیج بودیم. اما مردم هم واقعا گیج شدهاند که این چه میگوید؟ دیروز که حرف دیگری میزد! نتیجهاش هم که خوب نشد. هر بار فشاری بر مردم احساس میشود، یک واکنش نشان میدهیم که مردم را راضی کنیم، اما یک جریان سنگین توسعه را عقب میاندازیم.
روایت متفاوت تاجگردون درباره پذیرش قطعنامه؛ جنگ براساس یک گزارش سازمان برنامه و بودجه به پایان رسید
تاجگردون با بیان اینکه بهانه دولت وقت برای مخالفت با دیدگاه امام در مورد اقتصاد مردمی، جنگ بود، گفت: ما تجربه جنگ را نداشتیم، همانطور که تجربه اقتصاد هم نداشتیم. در واقع تجربه هیچ چیزی را نداشتیم اما آن گروه حاکم بودند و آن نوع نگاه را داشتند. چون جنگ به دلیل محدودیتهای مالی به پایان رسید. یعنی براساس یک گزارش سازمان برنامه، جنگ به پایان رسید یعنی منابعی نبود. ولی قاعدتا اگر مردم در اقتصاد ورود بیشتری میکردند، میتوانست بیشتر کمک کند.
روایتهای تاجگردون از وضعیت زندگی مردم در دوران جنگ
قطعا امروز وضع بهتری داریم
رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه وضعیت امروز کشور قابل مقایسه با دوران جنگ نیست، اظهار داشت: نسبت به دوران جنگ قطعاً وضع ما بهتر است. ما چون خودمان را با دنیا و کشورهای دیگر مقایسه میکنیم، احساس میکنیم وضعیتمان بدتر شده است. اما دوران جنگ کجا و الان کجا؟
وی یادآور شد: آن موقع هم ثروتمندان کم نبودند. درست است شکاف طبقاتی به اندازه امروز نبود اما زندگی هم نبود. اینطوری نبود که شما بتوانی راحت به رستوران بروی، یا سوار هواپیما و یا سوار تاکسی شوی. من خودم وقتی در تهران دانشجو بودم، هیچوقت آژانس نمیگرفتم. همیشه با اتوبوس دو طبقه جابهجا میشدم، حتی اگر دو ساعت در مسیر باشم. بعدازظهرها، یک تا یکونیم ساعت در سرمای آن موقع تهران در صف اتوبوس میایستادیم تا بتوانیم به مقصد برسیم.
این ظلم به حکومت و نظام است که بگوییم شرایط آن دوران بهتر بود
تاجگردون افزود: الان نمیگویم وضع خوب است اما وقتی خودمان را با دنیا مقایسه میکنیم و میگوییم حق ما خیلی بیشتر از اینهاست، همین باعث ناراحتی میشود. اما به نظرم به جمهوری اسلامی و حکومت ظلم است که بگوییم وضعیت مردم الان از دوران جنگ بدتر است. کسانی که این دو دوره را تجربه کردهاند، میدانند که زندگی چقدر سخت بود. بله سفرهها کوچکتر بود و به هم نزدیکتر بودیم اما قابل مقایسه نیست. در آن دوران، اگر میخواستید بلیت اتوبوس برای سفر به شهرستان بگیرید، باید ۱۰ روز، ۲۰ روز یا حتی یک ماه در نوبت میماندید. سفر با هواپیما تقریباً غیرممکن بود. این سبک زندگی اصلاً قابل مقایسه با امروز نیست. شاید اگر کسی صحبتهای مرا بشنود، بگوید این از حکومت است و دارد لاپوشانی میکند.
استیضاح همتی در این مقطع به صلاح نیست
این نماینده مجلس با اشاره به دلیل استیضاح وزیر اقتصاد در روزهای آتی و اینکه نظرش در این باره چیست، گفت: مجلس در واقع بهعنوان سوپاپ نظام یا مردم عمل میکند. گاهی این سوپاپ با یکسری هیجانات سیاسی ادغام میشود و گاهی جریانهای سیاسی از این هیجانات جامعه برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند. این اتفاق قبلاً هم افتاده و بار اول هم نیست. اینکه شرایط خوب نیست و قیمت ارز بالا رفته و همه هم میدانیم دلیلش چیست که هم دلایل بیرونی میتواند داشته باشد و هم دلایل داخلی. نمایندهها هم در چنین شرایطی، از این فضاها استفاده میکنند یا بهنوعی وظیفه خود را انجام میدهند و وزیر را استیضاح میکنند تا هم به مردم بگویند که ما حواسمان به وضعیت هست و هم اینکه بتوانند شرایط را کنترل کنند.
وی افزود: به نظر من، با توجه به بندهای مختلفی که در مورد استیضاح آقای همتی نوشته شده، مثل مسائلی مانند رباخواری و تنظیم بانکها و برخی دیگر از موارد، باید بگویم که این موارد خیلی خیلی نسبت به شخص آقای همتی بی ربط است. آقای دکتر همتی، به نظر من، بین وزرای دولت آقای پزشکیان، تقریباً یکی از آن افرادی است که سر جای خود نشسته. اشتباه هم دارد، اشتباهاتش هم کم نیست، ولی در این مقطع و در این دوره کوتاه، به نظرم استیضاح اصلاً به صلاح نیست.
اصل تصمیم برای تغییر بازار و حذف ارز ترجیحی اشتباه نبود، بلکه زمان و نحوه اجرای آن مهم بود
رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی با اشاره به اقدام دولت در حذف ارز ترجیحی بیان داشت: بد عمل کردند ولی در نهایت، این تصمیمی بود که باید گرفته میشد. مسئله این است که انتخاب بین یک تصمیم رانتی یا یک اصلاح اقتصادی بدون رانت (یا با حداقل رانت) مطرح بود. سالهاست که چندین میلیارد دلار از ارز مملکت به دلیل شکاف ارزی به جیب عدهای خاص میرود. همه هم میدانیم رانت است.
وی خاطرنشان کرد: به جز مبالغ قابل توجهی که به واسطه تحریم دارند به جیب میزنند، ما سالهاست که ارز ترجیحی را از ۴۲۰۰ تومان تا ۲۸ هزار تومان تخصیص دادهایم، اما در این چند سال، هیچ کالایی با این نرخها به دست مردم نرسیده است. مثلاً سال گذشته ۱۸ میلیارد دلار ارز ترجیحی تخصیص داده شد. حالا شما ۱۸ میلیارد دلار را ضربدر ۱۰ کنید. نمیگویم در ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان ضرب کنید، یعنی رقم به این هنگفتی است. حالا شما باید انتخاب کنید. پس اصل تصمیم برای تغییر بازار، اشتباه نبود، بلکه زمان و نحوه اجرای آن و فاکتورهای متعددی که باید کنار هم بگذارید، تا این سیاست بتواند درست عمل کند، اهمیت داشت.
تاجگردون با بیان اینکه مشکلات ارزی ربطی به وزیر اقتصاد ندارد، گفت: حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیارد دلار از ارز نیمایی که وارد کشور میشود، در اختیار دولت است که آن هم برای تأمین کالاهای اساسی استفاده میشود و در بازار مبادله نمیشود. صادرکنندگان این ارز را وارد میکنند که شامل پتروشیمیها، فولادسازان، ذوبآهن، سنگآهن و سایر صنایع بزرگ هستند و تقریباً هیچ یک از این صنایع تحت اختیار وزیر نیست.
پشت پرده استیضاح همتی چیست؟
وقتی پتروشیمی و ذوب آهن میخواهند از نوسان بازار ارز سود کنند، چرا همتی باید پاسخگو باشد؟
چرا یکی از مدیران پتروشیمی یا آن وزرا یا دستگاههای مربوطه بازخواست نمیشوند؟!
این مسئول اقتصادی تصریح کرد: آماری که دارم نشان میدهد که در دو هفته اخیر، ۳ تا ۴ میلیارد دلار از ارزی که باید وارد بازار میشد، نیامده است. اگر این مقدار ارز در همین بازه وارد بازار میشد، این جامپ یا نوسان شدید در نرخ ارز ایجاد نمیشد. پتروشیمی و ذوب آهن میگوید من کالا را صادر کردم؛ میگوییم خب چرا ارز حاصل از صادرات را بهموقع نیاوردید؟ میگوید تعطیل بوده یا آخر هفته بوده یا برف آمده و بازار تعطیل شده و دلایل دیگر. اما واقعیت این است که همه میدانستند قرار است تغییری در بازار اتفاق بیفتد، بنابراین صبر کردند تا ببینند چه خواهد شد. پس وقتی باید ارز جا به جا شود، چرا همتی باید برای این موضوع زیرسؤال برود؟ چرا یکی از مدیران پتروشیمی یا آن وزرا یا دستگاههایی که برای من و ایکس و ایگرگ است، بازخواست نشده؟
اولین اثر استیضاح وزیر اقتصاد بیثباتتر شدن بازار است
این نماینده مجلس با تأکید بر اینکه هر وزیری باید در برابر کل سیاستهای اقتصادی دولت پاسخگو باشد، بیان داشت: وزیر اقتصاد هم پاسخگوترین فرد باید باشد، اما آیا پاسخگوترین فرد بودن، به معنای مقصرترین فرد بودن است؟ اگر در این شرایط، وزیر اقتصاد استیضاح شود، آیا بقیه چیزها اصلاح میشود؟ حتما نمیشود. من الان دارم میگویم که نمیشود. بلکه اولین اثری که خواهد گذاشت، بیثباتتر شدن بازار خواهد بود.
وی تأکید کرد: بعد از استیضاح شما نمیتوانید بهسادگی به سیاستهای ارزی بازگردید. مثلاً نمیتوان دلار ۸۰ هزار تومانی را به ۵۰ هزار تومان کاهش داد و انتظار داشت قیمتها ثابت بماند. بیثباتی بازار بدتر از هر چیز دیگری است. شما میتوانید همتی را کنترل کنید ولی بیثباتی را نمیتوانید کنترل کنید. دولت را شاید بتوان کنترل کرد، اما روان مردم را که نمیتوان مدیریت کرد.
تاجگردون گفت: من فکر میکنم نمایندگان مجلس با نیت دلسوزانه وارد این ماجرا شدهاند و قصد دارند به مطالبات مردم پاسخ دهند. اما به یاد داشته باشید که در گذشته هم استیضاحهایی مانند استیضاح آقای کرباسیان در شرایط مشابه انجام شد. حالا باید ببینیم که چه نتیجهای از این اقدامات حاصل خواهد شد. بعد از استیضاح آقای کرباسیان چه اتفاقی افتاد؟ تا مدتها تکلیف مشخص نبود. بعد حالا چه تیمی بیاید؟ چیدن یک تیم اقتصادی کار سادهای نیست.
وی افزود: در همین دولت آقای پزشکیان، تنظیم کرده بودند که آقای طیبنیا دستیار ویژه یا مشاور است. آقای همتی اینجاست، آقای پورمحمدی اینجاست، آقای فرزین هم حضور دارد. هماهنگ کردن همتی و فرزین برای تصمیمگیری، آنهم در کنار پورمحمدی، کار سادهای نبوده است. حالا اگر بخواهیم دوباره این ترکیب را تنظیم کنیم، خودش ۴ تا ۵ ماه زمان میبرد. تازه اگر فرد مناسبی برای این جایگاه پیدا شود
به نظر من، تیم طیبنیا، همتی، پورمحمدی، فرزین بهترین گروهی بودند که میتوانستند شرایط را مدیریت کنند
تاجگردون در پاسخ به یک شبهه نیز تصریح کرد: اینکه میگویند پورمحمدی مهره تاجگردون است و برخی تلاش میکنند همتی را کنار بزنند تا فرزین هم تغییر کند و به جای او دبیر هیئت دولت را بیاروند، نه گذاره درستی است و نه منطق دارد و نه قابل عملی شدن است. اول که گفتند آقای تاجگردون تلاش میکند که همتی بیاید که وزیر شود؛ که این حرف بیاساسی بود. به نظر من، تیم طیبنیا، همتی، پورمحمدی، فرزین و در کنارش تیمهای اقتصادی مجلس، بهترین گروهی بودند که میتوانستند شرایط را مدیریت کنند.
رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات کشور در پاسخ به اینکه راه برونرفت از این شرایط چیست؟ گفت: همه ما در این شرایط مقصریم. برخی اوقات، به دلیل رفتارهای سیاسی خود، از شرایط سوءاستفاده میکنیم، گاهی حرفهایی میزنیم بدون اینکه فکر کنیم چه اثری بر جامعه خواهد داشت. اتفاقاتی هم که رخ داده، هم به دولت، هم به مجلس و هم به سیاستهای کلان برمیگردد. اگر قرار است بازار تغییر کند، باید همه مقدمات آن فراهم شود. روز اول که آقای فرزین صحبت کرد، گفت تعطیلی ناگهانی شنبه و یکشنبه باعث شد که ارز وارد بازار نشود. اما مردم این توضیح را نمیپذیرند. مگر میشود بازار یک کشور به دلیل دو روز تعطیلی، دچار چنین نوسانی شود؟ این مسائل نیاز به مراقبت دارد.
وی خاطرنشان کرد: بودجه هم تأثیر زیادی بر این فرایند دارد. اینکه چه کسی از بودجه بهره میبرد، مهم است. بهعنوانمثال، ۱۸ میلیارد دلار ارز برای کالاهای اساسی در نظر گرفته شده است. حالا این ارز را میتوان به همان روش قبلی خرج کرد یا میتوان با مکانیزمهای متفاوت، آن را به دست مصرفکننده نهایی رساند. مثلاً در بودجه، تعیین کرده بودیم که ارز ۲۸ هزار تومانی به ۳۸ هزار تومان تبدیل شود و در قالب کالابرگ به مصرفکننده نهایی برسد. همچنین، ۳ میلیارد دلار برای دارو تخصیص داده شده بود و مابهالتفاوت آن در قالب بیمه، به مردم کمک شود. خب همه عددهای بودجه متناسب با این سیاست است؛ اما اگر سیاستها تغییر کند، بودجه هم به هم میریزد. این یعنی کسری بودجه، استقراض از بانک مرکزی و در نهایت، افزایش تورم.
تاجگردون تأکید کرد: اگر در این روند، فقط یک بخش تغییر کند، تعادل کل سیستم به هم میریزد. در چنین شرایطی، طبیعی است که مردم اذیت شوند و بگویند مسئولان ناکارآمد هستند. هر بخش از این فرآیند، در دست یک نهاد متفاوت است. بانک مرکزی یک رفتاری دارد، مجلس رفتار دیگری دارد. حتی یک نطق ساده در مجلس میتواند صبح فردا، تأثیر متفاوتی بر بازار بگذارد و مردم هم احساس بیثباتی میکنند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره پولهای بلوکه شده ایران در قطر با بیان اینکه این پول متعلق به دولت نیست که حالا بگوییم میخواهد با آن چه کند چون دولت پولش را خورده، توضیح داد: بانک مرکزی با سیاهه فروش روزانه نفت، برنامهریزی میکند. مثلاً اگر ۱۰۰ هزار بشکه نفت فروخته و قیمت هر بشکه ۶۰ دلار بوده، معادل ریالی آن را در ترازنامه خود ثبت میکند. حالا این پول در هر کشوری که باشد ـ در فیلیپین، توکیو یا جای دیگر ـ نقدینگی آن در داخل کشور قابلدسترس نیست اما بانک مرکزی این مبلغ را ضربدر ریال میکند و سهم دولت را به خزانه میریزد تا با آن حقوق بدهد.
تاجگردون بیان داشت: این مبلغ در ترازنامه بانک مرکزی هم ثبت میشود و جزو داراییهای خارجی آن محسوب میشود. این پول در خارج از کشور است. دولت سهمش را گرفته و در سال ۱۳۹۵ هم آن را مصرف کرده است. این پول، متعلق به ترازنامه بانک مرکزی است، نه دولت. پس اگر این پول وارد کشور شود، باز هم به ترازنامه بانک مرکزی میرود. بانک مرکزی تنها میتواند از این پول برای تنظیم بازار ارز استفاده کند، اما نمیتواند آن را مستقیماً به دولت بدهد. بانک مرکزی اگر ۷ میلیارد دلار اضافه داشته باشد، میتواند با ۲ میلیارد دلار از آن، نرخ ارز را کنترل کند و قیمت را پایین بیاورد. اما تأثیری در بودجه کشور ندارد بلکه میتواند بازار را کنترل کند.
وی گفت: این را هم بگویم که در مبادله سالانه ۶۰ تا ۷۰ میلیارد دلاری صادرات، مگر این ۷ میلیارد دلار چه کار میتواند بکند؟ خیلی کاری نمیتواند بکند. اما در تنظیم بازار مؤثر است. ولی برای رشد اقتصادی که نیازمند ۱۰۰ میلیارد دلار منابع جدید است، این مبلغ کافی نیست. همچنین، در بودجه دولت هم تأثیر چشمگیری نخواهد داشت.
اگر FATF در مجمع تشخیص تصویب شود، آرامش روانی در بازار داخلی و بیرونی ایجاد میکند
این نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که آیا تصویب FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام میتواند بر کنترل بازار ارز مؤثر باشد، اظهار داشت: از نظر مبادلاتی، تأثیر چندانی ندارد که بگوییم تحول خاصی رخ میدهد. اما از نظر روانی، تأثیر بالایی خواهد داشت و باعث میشود فعالان اقتصادی راحتتر معامله کنند. وقتی عدم اطمینان وجود دارد، معاملهگران نگران میشوند. در این شرایط، اثر روانی یک موضوع، بهمراتب بیشتر از اثر اقتصادی آن است. اگر FATF در مجمع تشخیص تصویب شود، حداقل آرامش روانی ایجاد میکند.
FATF شاید با قیود و شروطی در مجمع تصویب شود
تاجگردون درخصوص پیشبینیاش درباره تصویب FATF در مجمع تشخیص گفت: مجمع تشخیص ما قابل پیش بینی نیست اما با توجه به شرایط، حدس میزنم که شاید با قیود و شروطی تصویب شود. مثلا بحثی هست که مخالفان میگویند طرف مقابل، شروط ما را قبول نمیکند. خب نکنند. ما شروطمان را میگذاریم و آنها قبول نکنند. دعوا نباید این باشد. نکته اینجاست که در مقررات FATF، رأی هر فرد حاکم است برتصمیم و نمیتوان شرطی گذاشت که الزامآور باشد. فرد میتواند بگوید شرط را قبول ندارم. بنابراین، این دعواهای سیاسی داخلی ما دارد روی جریانی که میتواند حداقل به آرامش داخلی کمک کند، تحت تأثیر قرار میدهد.
تحریم تأثیر بسیار زیادی بر اقتصاد کشور دارد
بالا رفتن پایه پولی اولین اثر تحریم است
این مسئول اقتصادی با بیان اینکه تحریم تأثیر بسیار زیادی بر اقتصاد کشور دارد، گفت: . بهعنوان مثال، همین ۷ میلیارد دلاری که بلوکه شده، وقتی در سالهای گذشته جمع بزنیم، به بیش از ۵۰ میلیارد دلار میرسد. اگر این مبلغ در دسترس بود، تأثیر زیادی بر بازار میگذاشت. چرا این پول بر پایه پولی و تورم اثر دارد؟ منطق اقتصادی این است که وقتی دلار وارد خزانه میشود، باید معادل ریالی آن در بازار فروخته شود تا ریال جمع شود و به خزانه بدهم و این جریان ریالی در بازار، باعث جلوگیری از افزایش نقدینگی و کنترل قیمتها و تورم شود.
وی خاطرنشان کرد: اما وقتی این پول در ترازنامه بانک مرکزی ثبت شود و بهعنوان دارایی خارجی و پایه پولی شناسایی شود، چون میخواهم ریال چاپ کنم و به دولت بدهم، پایه پولی بالا میرود و این پول پرقدرت در جامعه، باعث تورم میشود. من همیشه در مجلس گفتهام که تورم نخود و لوبیا نیست نیست. این مسئله اولین اثر تحریم است. اگر پول در اختیارمان بود، دچار این تورم نمیشدیم. این نکته را باید در نظر داشته باشیم.
بیشتر دلال های ارزی تحریم، ایرانی هستند
تاجگردون توضیح داد: اگر من بخواهم نفت بفروشم، مجبورم زیر قیمت بفروشم، باید به واسطهها بفروشم، باید به شرکتهای پاییندستی و تراستهای مختلف که شکل گرفتهاند بفروشم که اینها هر یک، یک سهمی میخواهند. فرض کنید یک تراست، ۵۰۰ میلیون دلار در اختیار دارد و برای شما کار میکند. این ۵۰۰ میلیون دلار در همان تراست رسوب میکند. وقتی من یک درصد میگیرم و در لایههای پایینتر هم ۱۰ تراست دیگر هرکدام درصدی میگیرند، این پول در سیستم باقی میماند. بهجای اینکه عاید دولت شود، به جیب افرادی میرود که ما آنها را تراستهای مختلف، افراد صاحب نفوذ، افراد تأثیرگذار و رانتی مینامیم.
وی گفت: در واقع، ۳۰۰ تا ۴۰۰ شرکت که اغلب ایرانی هستند، بیرون نشستهاند و از منافع تحریم استفاده میکنند. البته خارجیها هم سهم خودشان را برمیدارند، اما عمدتاً این پول در داخل کشور دستبهدست میشود. اینها کمک میکنند؛ خیلی لطف میکنند. اما واقعیت این است که سهمشان را میگیرند. من به عنوان یک مسئول اقتصادی دارم این حرف را میزنم؛ آنها که عایدی خودشان را میگیرند و این اثر تحریم است. در کل، نمیشود گفت تحریم تأثیر ندارد؟ خب این پول بهجای اینکه به ملت برسد، به دست افراد دیگر میرسد.
رهبری بر سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» فرمودند مذاکره تعطیل
تاجگردون درخصوص راه برون رفت از شرایط پیچیده امروزی و رویکرد نظام به مذاکره اظهار داشت: اینکه رهبر انقلاب میفرمایند مذاکره تعطیل است، بر سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» دارند تصمیم میگیرند. فرمایششان هم درست است. من هم میگویم با این پدیده نمیتوانم بر سر میز مذاکره بنشینم. اصلاً قابل مقایسه نیست. این در خانواده و محله هم شاید اتفاق افتاده باشد؛ شما میگویید من اصلا با این آدم نمینشینم. این مسئله در عالم طبیعی هست، در عالم سیاست و عالم روابط بینالملل هم هست. هزینهاش را هم میدهید. ما الان هم داریم هزینهاش را میدهیم ولی بیش از این هزینه دادن برای این موضوع دارد برای ما اتفاقات بدی را رقم میزند.
وی افزود: اینکه ما مقاومت و ایستادگی کنیم بر سر عزت و آینده ایران و منافع ملی، مهم است. نسلهای بعد تاریخ را میبینند که ما شما چگونه ایستادگی کردید. اما برخیها که تعدادشان هم خیلی زیاد شده، دارند سوءاستفاده میکنند. بهعنوان مثال، وقتی سه تا چهار میلیارد دلار ارز برای ۱۰ روز وارد کشور نشود، نرخ ارز ۲۰ هزار تومان بالا میرود. ۴ میلیارد دلار را در ۲۰ هزار تومان ضرب کنید، میبینید چه عددی بهدست میآید و به جیب چه کسانی میرود؟ اینها ظالم و خائن هستند. همه اینها هم به دولت و نهادها وابسته هستند.
روایت نماینده مجلس از تصمیمات غلطی که دورنگری ملی ندارد
مسئول نباید به فکر سود شخصی باشد
نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس خاطرنشان کرد: مگر اینها اموال شخصی است؟ تو که با یک دست خط میآیی و با یک دست خط میروی، وظیفه ملیات را رعایت کن. با یکی از اینها هم برخورد نمیشود! وظیفه ملی همینجاست که معنا پیدا میکند. اما انگار کمکم آن را از دست دادهایم. ابتدا باید موضوع ملی را در نظر بگیریم، بعد منافع شخصی را. برخی از من ناراحت میشوند که چرا این حرفها را میزنم، اما من میگویم برای من اتصال راهآهن بندرعباس به آستارا بسیار مهمتر از کشیدن راهآهن به شهر خودم است. چرا؟ چون این مسیر راهآهن، خلیج فارس را به آسیای میانه متصل میکند و به اقتصاد کشور کمک میکند. با این کار، ۴۰ درصد از درآمدش را میتوانم به فقرا تخصیص بدهم.
وی اضافه کرد: اما حالا بهجای اینکه راهآهن انزلی، آستارا یا رشت را تکمیل کنیم، مسیرهای غیراقتصادی مثل راهآهن گچساران ساخته میشود که هیچ منفعتی برای کشور ندارد. این یعنی نگاه کوتاهمدت. در اقتصاد هم همین نگاه وجود دارد. مثلاً اگر من کالای خود را امروز عرضه نکنم و ۱۰ روز دیگر بفروشم، منافع شخصی من حداکثری خواهد شد. اگر سنگآهن خود را صادر کنم، بهجای ارسال آن به اصفهان، سود بیشتری میبرم. اما این سود شخصی است، نه ملی.
به جای پیدا کردن مقصر، ریشه ناترازی برق را حل کنید
تاجگردون بیان داشت: حالا نکته مهم این است که همه میدانند ۴ سال در دولت و ۴ سال در مجلس هستند و میخواهند این را حفظ کنند. تقریباً پیشبینی میشود که تابستان آینده ناترازی شدیدی در کشور رخ دهد و مجلس حتماً به سراغ یک مقصر خواهد رفت؛ شاید وزیر نیرو یا وزیر نفت. اما مسئله این نیست که مقصر چه کسی است، مسئله این است که باید ریشه ناترازی را حل کرد.
بیشترین ضرر تضعیف دولت متوجه مردم است
وی با اشاره به برخی اظهارنظرها که از ابتدای دولت آقای پزشکیان دائم گفتند این دولت به یکسال نمیکشد، گفت: من یادم هست که در سال ۹۷، مقام معظم رهبری وقتی جلسه سران اقتصادی را با حضور جمع محدودی، حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر تشکیل دادند و نزدیک به یک ساعت سخنرانی کردند و نکات ریزی را بیان کردند و یکسری فرامین دادند. بعد فرمودند که این دولت باید تا روز آخر محکم کار کند و جلو برود. دولت آقای رئیسی هم همینطور بود، در دولتهای آقای احمدینژاد هم همین را گفتند. میخواهم بگویم نوع نگاه ایشان چیست. چون اگر یک دولت ضعیف کار کند یا زمین بخورد، چه کسی ضرر میکند؟ مردم.
تاجگردون تأکید کرد: اصلا من کاری به نظام هم ندارم. فرقی نمیکند چه کسی حاکم باشد، اگر دولت لنگ بزند، مردم آسیب میبینند. اقتصاد بد، سیاست بد، همه به مردم ضربه میزند. بنابراین، نه منطقی است و نه شرعی و نه عقلی که من راضی باشم خللی در کار یک دولت ایجاد شود. دولت، چه دولت شهید رئیسی باشد، چه دولت احمدینژاد، چه دولت روحانی یا دولت پزشکیان.
وی اضافه کرد: آقای پزشکیان را مردم انتخاب کردهاند و باید کارش بکند، فعالیت کند و منافعش به مردم برسد. این حرف را که این دولت یکساله است، از روز اول زدند؛ اینکه "سایه" تشکیل بدهیم و شبها بنشینیم و اوضاع را رصد کنیم. من واقعاً یکی از آن نمایندههایی هستم که نه نطق میکنم، نه زیاد صحبت میکنم. بلد هستم حرف بزنم، بلد هستم جواب بدهم، خوب هم بلدم فحش و بد و بیراه بدهم اما نتیجهاش چه؟ گیر مردم چه میآید؟
یکی از کسانی بودم که به لایحه دوفوریتی دولت رأی منفی دادم
این نماینده مجلس اظهار داشت: من انتقادات جدی هم به دولت دارم؛ این وظیفه ذاتی من این است که مشکلات را بگوییم و در جلسات خصوصی با آقای دکتر پزشکیان انتقاداتی که ما به دولت میکنیم را شاید حتی آن طرف هم به این شکل انتقاد نکند و باید گفت؛ اما نباید اینطور رفتار کرد که مردم احساس کنند یک نفر دارد حرف آنها را تکرار میکند. حرف باید نتیجه داشته باشد. الان همهچیز را با هم قاطی کردهایم. معضل اول ما تا قبل از استیضاح، ظریف بود و اشتباه اصلی را دولت مرتکب شد.
تاجگردون ادامه داد: من یکی از کسانی بودم که با برخی تصمیمات دولت مخالف بودم و به آن دو فوریت رأی منفی دادم. به دولت گفتم شما دارید اشتباه میکنید که لایحه دوفوریتی میدهید. یعنی اینقدر مملکت مستضعف است؟ درحالیکه میشد آن را در قالب لایحه عادی مطرح کرد. مقام معظم رهبری هم فرمودند که از مجلس کسب اجازه کنید. این یعنی لایحه دو فوریتی بدهید؟ حالا نتیجه چه شد؟ مجلس دو فوریت را رد کرد، یک فوریت را هم رد کرد، لایحه عادی شد و همان روندی را طی کرد که باید میکرد.
مردم نان شب و زندگیشان تحت فشار است و مسألهشان ظریف و لایحه حجاب نیست
وی با اشاره به طرح موضوعاتی مانند برکناری ظریف یا لایحه عفاف و حجاب به دور از نگاه واقعبینانه به شرایط اقتصادی و معیشت مردم، گفت: مردم خیلی مشکل دارند و تا به بطن جامعه نروید، متوجه نمیشوید. من نماینده محرومترین استان کشور هستم و الان در بالاترین رده بودجهای کشور قرار دارم و باید بتوانم اینها را کنار هم بگذارم؛ ولی در هیچ مدلی ظریف و حجاب بیرون نمیآید. کسی نمیتواند بگوید که من انقلابی نیستم یا در جریان انقلاب نبودم یا بابت انقلاب هزینه ندادم. کسی نمیتواند بگوید انقلاب برای من است و برای تو نیست. یک روز به یکیشان گفتم آن روز که من زخمی شدم، تو به دنیا آمدی، آنوقت به من میگوید تو انقلابی نیستی!
وی افزود: برای مردم فقیر و مستضعف در ساختار اقتصادی هر طوری که کار کنید این صداها از آن بیرون نمیآید و خروجی آن ظریف و حجاب نیست. مردم نان شب و زندگیشان تحت فشار است، به این مباحث کاری ندارند. هفته گذشته، همراه با کمیسیون به شهرستان نائین سفر کردیم. من تا به حال آنجا نرفته بودم. در یک کارگاه قالیبافی، ۴۰ تا ۵۰ بانوی سالخورده مشغول کار بودند. دستهایشان متورم و زخمی بود و دریافتیشان بین ۱.۹۰۰ تا ۳ میلیون تومان بود و بیمه هم نداشتند.
تاجگردون خاطرنشان کرد: حالا در همان جلسه، برخی شروع کردند درباره FATF، حجاب و مسائل دیگر صحبت کردن. من گفتم این زن قالیباف نائینی چه کار دارد به FATF و حجاب؟ او بیمه ندارد، معیشتش تأمین نیست. این چیزها را نمیفهمد، باید او را بیمه کنید. من باید این مسائل را بفهمم. یعنی صدای ما باید برای حل مشکلات واقعی مردم بلند شود. ما هم بلدیم صحبت کنیم، داد بزنیم، شعار بدهیم. اما خواست اصلی مردم، مخصوصاً مستضعفان، چیز دیگری است که ولله این صداهای ما صدای آنها نیست.
رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی ادامه داد: من تخصصم بودجه است، کارم مقررات مالی است. وقتی به بودجه نگاه میکنم، باید ترازها، منابع و مصارف، اولویتبندیها را بررسی کنم. باید ببینم کدام بودجه حکومتی است، کدام غیرحکومتی. نتیجه این کار باید این باشد که مردم احساس رضایت بیشتری کنند و انقلاب هم حفظ شود. بله، ما باید نهادهای فرهنگی را ببینیم، سپاه و نیروهای مسلح را هم ببینیم. نه اینکه اگر به نیروهای مسلح بودجه داده شد، بگویند چرا به نیروهای مسلح پول دادید؟!، حیات و ممات مملکت ما وابسته به این نیروهاست.
وی افزود: یا وقتی به حوزههای علمیه و نهادهای فرهنگی کمک میشود، برخی میگویند: چرا به آخوندها کمک میکنید؟ حوزهها هم بخشی از فرهنگ کشور هستند. نباید طوری رفتار کنیم که یکی را بزنیم و دیگری را حمایت کنیم. تعادل لازم است. نه اینکه اگر مشکلات نیروهای مسلح را حل کنیم، بگویند با آنها بسته و برای بخش فرهنگی کاری کنیم، بگویند با آخوندها بسته است! این حرف درستی نیست. نه امام چنین چیزی گفته، نه رهبری، نه قانون اساسی. هیچکجا چنین حرفی نیامده است. ما باید تعادل را حفظ کنیم.
صبوری و کنترل نفس بزرگترین درسی بود که از رد اعتبارنامهام گرفتم
این نماینده مجلس در بخش دیگری از سخنانش به ماجرای رد اعتبارنامهاش از سوی مجلس اشاره کرد و در پاسخ به اینکه از این اتفاق چه درسی گرفتید، گفت: مهمترین درسی که از این اتفاق گرفتم، صبوری، ازخودگذشتگی و کنترل نفس بود. این ویژگیها میتواند بازآفرینی شخصیتی در انسان ایجاد کند؛ درصورتی که میتوانستم بدترین رفتارها را داشته باشم و خودم و مردمم را به حاشیه ببرم و نتیجهای هم نمیداد، اما تجربه تاریخی و مطالعات تاریخی نشان داده که حس مردانگی، مقاومت و ایستادگی بر سر عقیده، باعث میشود مردم بفهمند که تو پای حرفت ایستادهای، تسلیم نشدهای و ضعف نشان ندادهای. برای من خیلی مهم بود که بتوانم این را اثبات کنم. برخی میگفتند ول کن، برگرد، اما برگشتن من نه فقط برای من، بلکه برای نظام، مردم و تاریخ قوه مقننه اهمیت داشت.
هزینهای که نهادهای امنیتی در مورد من پرداختند، کم نبود
وی افزود: مردم باید به نظام اعتماد داشته باشند. همیشه میگویم هزینهای که شورای نگهبان بابت من داد، هزینه کمی نبود. همه حمله کردند، اما شورای نگهبان پرونده من را دقیق بررسی کرد. هزینهای که نهادهای امنیتی در مورد من پرداختند، کم نبود. آنها من را بهعنوان یک کیس اعتمادسازی انتخاب کردند. اگر من فاسد بودم، باید محاکمه میشدم. مگر من بزرگتر از این همه آدم پروندهدار بودم که برخی حتی تا پای اعدام رفتند؟! من که از آنها بالاتر نبودم. ضمن اینکه کسی را نداشتم که از من حمایت کند، به هیچکس وابسته نبودم.
کتاب خاطرات تاجگردون درباره رد اعتبارنامهاش اجازه چاپ نگرفت
تاجگردون با بیان اینکه کتابی نوشته که اجازه چاپ پیدا نکرده است، گفت: کتابی به نام «تیک» نوشتم که درباره سرگذشت اعتبارنامه من بود. ۲۰۰ ـ ۳۰۰ صفحه است و یک عزیزی همهچیز را مطالعه کرد و یکی یکی از من سؤال کرد. به من گفت آقای تاجگردون، شما از روحانی سؤال میکنی، او تو را قبول دارد. لاریجانی تو را قبول دارد. سپاه، اصلاحطلبان، اصولگرایان، خاتمی، همه تو را قبول دارند. تو آدم کی هستی؟ گفتم: من آدم جمهوری اسلامیام، آدم حکومتم. گفت: نه، اینطوری نمیشود. از این مرحله بخواهی بروی، یکی باید تیک تو را بزند! برای همین، اسم کتابم را «تیک» گذاشتم. گفتند: اگر میخواهی بروی به مرحله بعد، یکی باید تیکت را بزند!
جمهوری اسلامی نباید اینطور باشد که یکی باید تیک تو را بزند
وی اضافه کرد: میخواهم بگویم جمهوری اسلامی نباید اینطور باشد که یکی باید تیکت را بزند. من کسی را نداشتم که بگویم آدم فلانی هستم. اما بالاخره، یکی به سراغت میآید. در مجلس یازدهم، آقای قالیباف رئیس مجلس بود، من نماینده بودم. مجلس همان مجلس بود، قانون همان قانون، رئیس همان رئیس، کمیسیون همان کمیسیون. اما به استناد یک اصل قانون اساسی و پذیرش آن توسط رئیس مجلس، من به شعبه رفتم، کمیسیون رفتم، اما در نهایت برخلاف قانون، در مورد من رأیگیری شد. کاملا هم مشخص بود که نتیجهاش چیست. هرچند آنها فکر نمیکردند که من ۱۰۳ رأی بیاورم.
تاجگردون بیان داشت: اینها همه بر اساس یک سری خرد جمعی، تفکر، استقامت، صبر، ایستادگی، مشارکت حداکثری مردم و وجدان بیدار دستگاههای نظارتی و شورای نگهبان بود. یکی از معترضان به پرونده من میگفت: چطور ممکن است یک نفر ۱۹ زونکن پرونده داشته باشد، اما شورای نگهبان رد صلاحیتش نکند، درحالیکه یک نفر دیگر را با یک برگه رد میکنند؟ من گفتم: این الان نقطه ضعف من است یا نقطه قوت! نقطه ضعف شورای نگهبان است یا نقطه قوت؟ ۱۹ زونکن برای من پرونده تشکیل دادید که یک برگش برای رد من به درد نمیخورد، اما یک نفر را با یک برگ رد میکنند. اما من در همان مجلس و با همان رئیس مجلس و همان قانون اساسی، دوباره تأیید میشوم و وارد مجلس میشوم.
به نظر من یک طراحی شد که آقای میرحسین موسوی آن رفتار را از خودش نشان بدهد
وی در پاسخ به این سوال که آیا اگر آقای میرحسین موسوی هم کنش شما را داشت، ممکن بود در دوره بعد دوباره انتخاب شود؟ گفت: حتما همین اتفاق میافتاد اما به نظر من، یک طراحی شد که آقای میرحسین موسوی آن رفتار را از خودش نشان بدهد. من یادم هست، زمانی که هنوز رأی من شمرده نشده بود، من خانه بودم که خبرنگار زنگ زد و گفت: بیا مناظره کن! گفتم: تمام شد. من خانه هستم، زندگیام را میکنم. فرض کنید من هم آن زمان شلوغ میکردم. چه میشد؟ من حذف میشدم و ۱۰ یا ۲۰ جوان هم گرفتار میشدند.
این نماینده مجلس افزود: من بهعنوان کسی که فرزند انقلابم، بچه جبهه و جنگ بودهام، خانوادهام شهید و جانباز داده، سرمایهام و هرچه دارم از این کشور و انقلاب و نظام است، حق ندارم رفتاری انجام دهم که به مردم آسیب بزند. من از دل مردم آمدهام. وقتی این تجربهها را میخوانم، گذشته را مطالعه میکنم، اتفاقات تاریخی را میبینم، به خودم حق میدهم که صبر کنم. مردم هم به من این حق را میدهند. نهادهای حاکمیتی هم این حق را به من دادهاند.
وی گفت: کدام نهاد حاکمیتی من را رد کرد؟ سپاه؟ اطلاعات؟ شورای نگهبان؟ من پنج دوره کاندیدا شدم و شورای نگهبان من را رد نکرد. پس اگر عدهای تصمیمات غلط و هیجانی گرفتند و رفتار اشتباه سیاسی داشتند و فکر کردند که میتوانند از این قضیه بهرهبرداری کنند، من چرا باید خودم و جامعه را قربانی کنم؟ من نمیخواهم بگویم خیانت کردند، اما اشتباه بزرگی مرتکب شدند.
شخصیت «تاجبخش» در سریال گاندو درباره من بود
تاجگردون خاطرنشان کرد: رسانهها، بهخصوص صداوسیما، چقدر در این زمینه نقش داشتند؟ مثلاً سریال گاندو ۲ را ببینید. چهار قسمت از آن درباره من است. با نام «تاجبخش»، اما کاملاً مشخص است که درباره من ساخته شده. در آن سریال، قاضی میگوید: همین نماینده که میگوید دستمال کثیف، اعتبارنامهاش هم رد شده... . معلوم بود که یک تفکری پشت این بود که بخواهند از من یک چهره خاص بسازند. اما من ثابت کردم که اینها بیاساس است. ثابت کردم که فاسد نیستم. من سرمایه این کشورم، بودجه این کشور را مدیریت کردهام.
مصوبه مجلس هفتم و دولت نهم بزرگترین اشتباهات اقتصادی کشور بود
رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که بزرگترین اشتباهات اقتصادی که مستقیماً به مردم آسیب زد، چه بود؟ اظهار داشت: مصوبه مجلس هفتم و دولت نهم. مجلس هفتم با آغاز به کارش، در یک مصوبه تثبیت اقتصادی، فقط در همان سال ۳ میلیارد دلار خسارت به کشور زد. دیگری هم دولت نهم، یعنی دوره آقای دکتر احمدینژاد بود. مردم خاطره بدی از آن دوران ندارند اما از نظر رویکرد اقتصادی، قابل بحث است.
روایت تاجگردون از ملاقات با احمدینژاد و توصیهای که روی او خیلی اثر گذاشت؛ «خودت را نفروش!»
وی با اشاره به خاطرهای از محمود احمدینژاد بیان داشت: در جریان بررسی اعتبارنامه من، آقای احمدینژاد من را دید. وقتی که شعبه و کمیسیون من را رد کرد، او نسبت به این موضوع واکنش داشت. میدانید که من نسبت به ایشان منتقد بوده و هستم. اما او به من گفت: من همه سوابق تو را دیدم، عملکردت را بررسی کردم، و خوب بود. ایشان تمایل داشت ملاقاتی داشته باشیم و در جایی حدود ۴۰ ـ ۵۰ دقیقه با هم صحبت کردیم. خب، او را میشناسید، آدم خوشمشربی است. کسی نمیتواند بگوید احمدینژاد دلسوز نیست، اما من نوع نگاهش را قبول ندارم. او به من گفت: من همه چیز تو را رصد کردم و عملکردت خیلی خوب بود و خوب اقناع کردی.
تاجگردون افزود: در کمیسیون تحقیق، از ۱۱ نفر، ۹ نفر به من رأی مثبت دادند و ۲ نفر مخالف من بودند. او به من گفت: همینجوری برو جلو، خودت را نفروش برای رأی آوردن. معلوم نیست تو را زمین بزنند یا نه. اما انداختنت، اول اوج تو است. اگر زدند، اول بلند شدن تو است؛ اینها میخواهند تو ذلیل شوی و نباشی ولی تو همینطور ایستادگی کن. اگر تو را انداختند، مهم نیست. من نه برایت کاری میکنم نه توصیهای میکنم و نه کسی را دارم که توصیه کنم. ولی دوست داشتم به تو این حرف را بزنم که مهم این است که خودت را نفروشی و خودت را از دست ندهی. این حرف خیلی روی من تأثیر داشت.
این نماینده مجلس اظهار داشت: در جلسه غیرعلنی، که نوار آن شاید روزی منتشر شود، گفتم: خیالتان راحت باشد. شاید فکر میکنید که من را انداختید، شاید این آغاز اوج من باشد. شاید من فکر کنم در اوجم، اما این آغاز سقوط من باشد. اما حکمت خدا چیز دیگری است. این خداست که تعیین میکند چه کسی سقوط میکند و چه کسی بلند میشود. شما فقط تصمیم خودتان را بگیرید.
امروز با خیلی از کسانی که اعتبارنامه مرا رد کردند، مشغول کار هستیم
وی گفت: جالب اینجاست که من امروز با همان افرادی که هزاران اتهام، توهین، و تهمت به من زدند، در حال کار کردن هستم. در کمیسیون تلفیق، یا هر کمیسیونی که در حال کار هستیم، چند نفر از همان کسانی که روی اعتبارنامه من اعتراض گذاشتند، کنار من هستند. اما ما صبح تا شب با هم کار میکنیم، کار فنی انجام میدهیم، چرا؟ چون یک چیز بزرگتر از این اختلافات وجود دارد و آن هم خداست. حکمت خدا در این بود.
اعتقاد دارم تصمیمی که رهبری گرفتند، بهترین تصمیم در تاریخ ایران بود
تاجگردون با اشاره به شرایط نگرانکننده کنونی با توجه به دیدگاه صریح رهبری درخصوص دور جدید مذاکرات بیان داشت: من اعتقاد دارم که صحبت رهبری، صریحترین واکنش نسبت به مذاکره با آمریکا بود. اعتقاد دارم تصمیمی که رهبری گرفتند، بهترین تصمیم ممکن بود. شاید برخی که طرفدار من هستند یا من را قبول دارند، از این حرف خوششان نیاید، اما من واقعاً فکر میکنم که این تصمیم، بهترین تصمیم در تاریخ ایران بود. ممکن بود مسیر ما به سمت اشتباه برود.
وی خاطرنشان کرد: درست است که مقاومت سختتر شده است و مردم خیلی تحت فشار هستند. اما فکر میکنم یک اتفاقاتی در تنظیم مناسبات بینالمللی در حال رخ دادن است که میتواند مشکلات ما را حل کند. وقتی میگوییم "خدا کمک میکند"، باید اینگونه بگوییم: "خدایا، کمک کن که ما تدبیر درستی به کار ببریم." ما نباید بگوییم که "خدا این سرنوشت را برای ما خواسته است." نه! اگر وضعیت ما بد است، یعنی ما تدبیر درستی نداشتیم. باید از خدا بخواهیم که تصمیمات درستی بگیریم، چرا که تصمیم درست، آینده ما را میسازد.
خدا را چه دیدید شاید یک روزی نام یک خیابان هم بشود «شهید تاجگردون»
تاجگردون در پایان گفت: روی یک خبرنگار از من پرسید، «فکر میکنید سرنوشت خودتان به کجا میرسد؟» گفتم: مرحوم دادمان را ببینید. اعتبارنامهاش در مجلس اول رد شد، اما ایستادگی کرد، ماند، رفت سپاه، خدمت کرد، وزیر شد، بعد هم شهید شد و حالا یکی از خیابانهای خوب تهران به اسم شهید دادمان نامگذاری شده است.
خدا را چه دیدید؟ شاید ما هم برگردیم، انشاءالله شهید بشویم، و این خیابان هم بشود خیابان شهید تاجگردون.