درسهایی که هیچوقت در مدرسه یاد نگرفتیم؛ ۱۰ مهارتی که کاش زودتر میآموختیم

خیلیها وقتی وارد دنیای بزرگسالی میشوند، تازه متوجه میشوند که مدرسه آنطور که باید، آنها را برای زندگی واقعی آماده نکرده است. اما چه مهارتهایی هستند که به آنها در زندگی روزمره نیاز داریم و جایشان در کلاسهای درس خالی است؟
تریبون اقتصاد_خیلیها وقتی وارد دنیای بزرگسالی میشوند، تازه متوجه میشوند که مدرسه آنطور که باید، آنها را برای زندگی واقعی آماده نکرده است. اما چه مهارتهایی هستند که به آنها در زندگی روزمره نیاز داریم و جایشان در کلاسهای درس خالی است؟
به گزارش یورونیوز، در حالیکه بیشتر وقت دانشآموزان صرف حفظ فرمولها و امتحاندادن میشود، مهارتهایی مثل مدیریت پول، ارتباط موثر یا حتی چگونگی کنار آمدن با شکست، جایی در برنامه درسی ندارند، در حالیکه همین مسائل برای زندگی لازم هستند.
نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد بیش از ۹۴ درصد والدین معتقدند که آموزش مهارتهای زندگی باید از سنین پایین آغاز شود اما هنوز بیشتر بزرگسالان در سادهترین مسائل مالی، مثل بودجهبندی یا استفاده درست از کارت اعتباری، احساس سردرگمی میکنند.
از تعمیرات ابتدایی خانه گرفته تا کمکهای اولیه و مهارت «نه» گفتن، فهرستی از آموختهنشدهها وجود دارد که بسیاری آرزو میکنند ای کاش در مدارس کنار درسهایی مثل ریاضی، فیزیک و.. آنها را نیز آموخته بودند.
در ادامه ۱۰ مهارتی را مرور میکنیم که جای خالیشان در برنامه درسی مدارس بهشدت احساس میشود:
درک اعتبار مالی؛ مهارتی که خیلیها از آن سر در نمیآورند
بن ریچمن، ۴۲ ساله میگوید: «با اینکه وام مسکن دارم، کارت اعتباری استفاده میکنم و ماشین اجاره کردهام، هنوز دقیق نمیدانم اعتبار مالی یعنی چه.»
سو اوئنبِیلی، مدیر نوآوری اجتماعی در یکی از مؤسسههای اعتبارسنجی در بریتانیا میگوید این سردرگمی در میان مردم رایج است. او که سالها در زمینه آموزش مالی کار کرده، میگوید: «در برنامه درسی رسمی به موضوعاتی مثل امتیاز اعتباری و نرخ بهره اشاره شده، اما حتی معلمها هم اغلب با این مفاهیم راحت نیستند.»
به گفته او، آشنایی با شیوه استفاده درست از اعتبار مالی یکی از مهارتهای پایهای زندگی است؛ مهارتی که به نظر پیچیده میآید اما در واقع سادهتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
او تاکید میکند که نوجوانان باید با ثبتنام در فهرست رایدهندگان، داشتن حساب بانکی با آدرس ثابت و استفاده مسئولانه از کارتهای اعتباری یاد بگیرند چطور میتوانند امتیاز اعتباری مناسبی برای خود بسازند.
مدیریت زمان؛ مهارتی که خیلیها در آن ضعف دارند
عقب انداختن کارها، وقتگذرانی با کارهای بیاهمیت و موکول کردن وظایف اصلی به آخرین لحظه، عادتی آشنا برای بسیاری از ماست. مدیریت زمان یکی از آن مهارتهایی است که شاید هیچوقت در مدرسه یاد نگرفتیم، اما نبودش در زندگی روزمره بهشدت احساس میشود.
میشل لیوارز، مشاور کسبوکار میگوید برای بسیاری از مراجعهکنندگانش، مشکل در برنامهریزی روزانه تاثیر جدی بر کار و زندگیشان دارد.
او معتقد است که مدارس باید آموزشهای عملی درباره مدیریت زمان از جمله از برنامهریزی هفتگی گرفته تا تعیین ضربالاجلها، اولویتبندی کارها و تقسیم وظایف بزرگ به بخشهای کوچکتر و قابل کنترل را جدی بگیرند.
دفاع شخصی
پیتر کانستردین، استاد کاراته و بنیانگذار انجمن مبارزات دفاع شخصی بریتانیا میگوید: «خیلیها در حالی در خیابان راه میروند که سرشان در گوشی است و حواسشان به اطراف نیست. برای در امان ماندن از موقعیتهای خطرناک، باید خیلی بیشتر به محیط و آدمهایی که در آن حضور دارند توجه کنیم. مثلا اگر کسی رفتار مشکوکی دارد، شاید بتوانید به بهانهای وارد مغازهای شوید تا از او دور شوید.»
کانستردین تأکید میکند که آموزش این نوع آگاهی به کودکان میتواند نقشی حیاتی در ایمنسازی آنها در آینده داشته باشد.
کارهای فنی ساده؛ مهارتی که از خانهها رخت بربسته
زمانی نهچندان دور، داشتن یک جعبهابزار در خانه و با دریل کار کردن جزو کارهای ساکنان خانه بود. اما طبق نتایج یک نظرسنجی، ۵۲ درصد مردم امروزه حتی سادهترین کارهای فنی را انجام نمیدهند، چون بلد نیستند.
جین پِیلین، طراح داخلی و صاحب فروشگاهی در زمینه دکوراسیون و ابزارهای خانگی میگوید: «دانستن همین کارهای ساده، علاوه بر حس رضایت، باعث شده هزاران پوند صرفهجویی کند. به باور او، اگر نوجوانان در مدرسه این مهارتها را یاد بگیرند، بسیاری از کارهای روزمره را با دست خودشان انجام خواهند داد و به کسی وابسته نخواهند بود.»
بودجهبندی؛ مهارتی حیاتی در دوران تورم
مدیریت دخلوخرج یکی از اصلیترین مهارتهایی است که برای عبور از چالشهای زندگی بزرگسالی به آن نیاز داریم؛ بهویژه در دورانی که هزینهها هر روز بالاتر میرود.
سو اوئنبِیلی، کارشناس آموزش مالی میگوید کودکان باید از سن پایین تفاوت بین «خواست» و «نیاز» را یاد بگیرند. بهقول او «ممکن است نوجوانی بخواهد اشتراک نتفلیکس داشته باشد اما آنچه واقعا نیاز دارد، پول کرایه رفتوآمد مدرسه است».
پذیرش شکست؛ راهی برای تابآوری
در مدرسه، همه چیز حول موفقیت در امتحانها میچرخد اما شاید یاد گرفتن چگونگی شکستخوردن هم به همان اندازه ارزشمند باشد.
سوزی مسترسن، رواندرمانگر میگوید: «ترس از شکست، خیلیها را از تجربه کردن بازمیدارد. ما باید یاد بگیریم هر تلاش را مثل یک آزمایش ببینیم، نه یک داوری.»
لورا بارنز، ۳۵ ساله میگوید: «در جلسات کاری معمولا حرفی نمیزنم، اما بعد میبینم یکی دیگر ایده مشابه من را مطرح میکند و همه تحسینش میکنند. کاش زودتر یاد گرفته بودم چطور ایدهام را با اعتمادبهنفس ارائه کنم.»
چه کارآفرین باشید و چه بخشی از یک مجموعه بزرگ، توانایی مطرحکردن ایدهها نقش مهمی در مسیر حرفهای شما دارد. با این حال، برای بسیاری از افراد، صحبتکردن در جمع و ارائه فکرهایشان کاری دلهرهآور است.
میشل لیوارز، مشاور کسبوکار میگوید این مهارت باید از سنین پایین آموزش داده شود. به باور او، کودکان تخیل بالایی دارند و اگر در محیطی امن و ساختاریافته فرصت رشد ایدههایشان را پیدا کنند، هم خلاقتر میشوند و هم اعتمادبهنفس بیشتری به دست میآورند.
همت، بنیانگذار مؤسسه «کمکهای اولیه برای زندگی» میگوید در ۵۹ درصد موارد، اگر پیش از رسیدن نیروهای امدادی، کمک اولیه به فرد آسیبدیده برسد، میتوان جان او را نجات داد.
مذاکره؛ راهی برای گرفتن حقمان
برای بسیاری از ما چانهزدن بر سر حقوق، قیمت خانه یا حتی اختلاف با یک دوست، تجربهای سخت و استرسزا است.
به باور او، این تمرینها به کودکان یاد میدهد چگونه از خود دفاع کنند، شنونده خوبی باشند و ارتباط موثری برقرار کنند.
تشخیص کلاهبرداری؛ درسی که دیر یاد میگیریم
این آمار نشان میدهد که هرچند فکر میکنیم کلاهبرداریها را راحت میتوان تشخیص داد اما واقعیت این است که بسیاری از آنها بسیار حرفهایتر و پنهانتر از چیزی هستند که تصور میکنیم.
توماس بالوگان، کارشناس امنیت سایبری میگوید: «آموزش به نوجوانان و جوانان برای اینکه قبل از کلیککردن یا پاسخدادن، کمی مکث کنند، پیام را بسنجند و راستیآزمایی کنند، میتواند آموزش بسیار کاربردی باشد.»
او تاکید میکند که آموزش نکاتی ساده مثل بررسی فرستنده پیامهای مشکوک یا تماس با شماره رسمی شرکت برای اطمینان از اعتبار درخواست، میتواند جلوی بسیاری از ضررهای احتمالی را بگیرد.
و اینکه یک قانون ساده را باید از مدرسه آموخت: «اگر چیزی بیش از حد خوب به نظر میرسد، احتمالاً واقعیت ندارد.»