ولع ترامپ برای ایجاد امپراتوری آمریکایی؛از الحاق کانادا تا گسترش مرزها

ترامپ در سال ۱۴۰۳ با طرحهایی همچون الحاق کانادا و مکزیک و تصاحب گرینلند، پاناما و خلیج مکزیک، به دنبال گسترش مرزهای آمریکا و ساخت امپراتوری جدید برآمد.
تریبون اقتصاد_«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا که در ماههای پایانی سال ۱۴۰۳ یعنی اول بهمن (بیستم ژانویه) مجدداً به کاخ سفید برگشت و برای بار دوم قدرت را به دست گرفت، برنامههایی جاهطلبانه خود را برای گسترش نفوذ و قلمرو آمریکا مطرح کرد. برخی از این برنامهها شامل تصاحب گرینلند، بازپسگیری کانال پاناما، الحاق کانادا و مکزیک و نیز تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا» میشد.
تغییر نام «خلیج مکزیک» به «خلیج آمریکا»
به گزارش مهر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در نخستین روزهای آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود، دستور اجرایی تغییر نام «خلیج مکزیک» به «خلیج آمریکا» را صادر کرد. این اقدام بهعنوان بخشی از سیاستهای او برای «بازگرداندن عظمت آمریکا» انجام شد.
پس از این دستور، وزارت کشور آمریکا در بیانیهای اعلام کرد که نام خلیج مکزیک بهصورت رسمی به «خلیج آمریکا» تغییر یافته است. همچنین، نام قله دنالی در آلاسکا نیز به «کوه مککینلی» بازگردانده شد.
شرکتهای فناوری نیز بهدنبال این تغییرات، نام خلیج مکزیک را در سرویسهای نقشه خود بروزرسانی کردند. گوگل و اپل نام «خلیج مکزیک» را برای کاربران ایالات متحده به «خلیج آمریکا» تغییر دادند. این تغییرات در سرویسهای گوگلمپ و اپلمپ اعمال شد.
این اقدام با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. رئیسجمهور مکزیک، کلودیا شینبام، اعلام کرد که ایالات متحده حق تغییر نام خلیج مکزیک را ندارد و این خلیج بخشی از هویت ملی مکزیک است. او همچنین پیشنهاد کرد که در واکنش، نام آمریکای شمالی به «آمریکای مکزیکی» تغییر یابد.
در سطح بینالمللی، این تغییر نام بهصورت رسمی پذیرفته نشده است. سازمانهای بینالمللی مانند سازمان هیدروگرافی بینالمللی همچنان از نام «خلیج مکزیک» استفاده میکنند. خبرگزاریهای معتبر نیز در گزارشهای خود به این تغییر نام اشاره کردهاند، اما همچنان از نام سنتی استفاده میکنند.
بهطور کلی، تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا» توسط دولت ایالات متحده انجام شده است، اما پذیرش بینالمللی ندارد و بسیاری از کشورها و سازمانها همچنان از نام اصلی استفاده میکنند.
کانادا به عنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا
در سال گذشته، ترامپ، بارها پیشنهاد الحاق کانادا بهعنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا را مطرح کرد. او معتقد است که این اقدام میتواند به بهبود امنیت و اقتصاد هر دو کشور کمک کند.
این اظهارات با واکنشهای تند مقامات کانادایی مواجه شده است. جاستین ترودو، نخستوزیر کانادا، این پیشنهاد را جدی تلقی و نسبت به آن ابراز نگرانی کرد. او تأکید کرده که مرز کانادا و آمریکا غیرقابل تغییر است و این اظهارات میتواند به روابط دو کشور آسیب برساند.
همچنین، وزیر دارایی کانادا اظهار داشت که این اظهارات دیگر «شوخی» تلقی نمیشوند و هدف آن «تضعیف» نزدیکترین متحد آمریکا است.
تحلیلگران بر این باورند که این پیشنهاد با چالشهای جدی روبهرو است. از جمله تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی، مسائل حقوقی و مخالفتهای داخلی در هر دو کشور. همچنین، برای الحاق کانادا به آمریکا، نیاز به تصویب کنگره ایالات متحده و رضایت مردم کانادا است که بهنظر میرسد در حال حاضر چنین چیزی امکانپذیر نیست.
پیشنهاد الحاق مکزیک به آمریکا
دونالد ترامپ همچنین سال گذشته، پیشنهاد الحاق مکزیک به آمریکا را مطرح کرد. او این ایده را به دلایل اقتصادی و امنیتی بیان کرد و مدعی شد که این اقدام میتواند به بهبود شرایط مرزی و مبارزه با کارتلهای مواد مخدر کمک کند.
این اظهارات با واکنشهای منفی از سوی مقامات مکزیکی و جامعه بینالمللی مواجه شده است. بسیاری از تحلیلگران این پیشنهاد را غیرواقعبینانه و تنشزا میدانند. همچنین، این اقدام که تحقق آن بعید به نظر میرسد، میتواند به افزایش تنشها در روابط دو کشور منجر شود.
الحاق مکزیک به آمریکا از نظر سیاسی، حقوقی و اجتماعی غیرممکن است، زیرا مردم و دولت مکزیک بهشدت با از دست دادن حاکمیت خود مخالفاند و چنین اقدامی میتواند منجر به بحرانهای داخلی و حتی درگیریهای مسلحانه شود.
از نظر حقوق بینالملل، این اقدام نقض تمامیت ارضی مکزیک محسوب شده و با واکنش سازمان ملل و کشورهای دیگر مواجه خواهد شد. همچنین، اقتصاد و سیستم حکومتی دو کشور تفاوتهای اساسی دارند، و پذیرش مکزیک بهعنوان ایالتهای جدید مستلزم تغییرات گسترده در قوانین آمریکا است که بعید است کنگره یا مردم آمریکا با آن موافقت کنند.
اصرار ترامپ برای الحاق گرینلند به آمریکا
رئیسجمهور آمریکا همواره در سال گذشته تمایل خود را برای الحاق گرینلند به آمریکا ابراز میکرد. او مدعی شد که این اقدام برای امنیت بینالمللی ضروری است و حتی احتمال استفاده از قدرت نظامی یا اقتصادی برای متقاعد کردن دانمارک به واگذاری این جزیره را رد نکرد.
این اظهارات با واکنشهای منفی از سوی مقامات دانمارکی و گرینلند مواجه شد. مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، تأکید کرد که گرینلند، فروشی نیست. همچنین، رهبران اروپایی از این اظهارات انتقاد کرده و آن را تهدیدی برای تمامیت ارضی دانمارک دانستند.
گرینلند برای آمریکا اهمیت استراتژیک، اقتصادی و نظامی بالایی دارد. این جزیره در مسیر قطب شمال قرار دارد و نقش کلیدی در رقابت ژئوپلیتیکی با روسیه و چین ایفا میکند، بهویژه از نظر کنترل مسیرهای دریایی جدید ناشی از ذوب شدن یخهای قطبی.
همچنین، گرینلند دارای ذخایر غنی از مواد معدنی کمیاب مانند عناصر خاکی نادر است که برای صنایع فناوری و نظامی آمریکا حیاتی هستند. از نظر نظامی، پایگاه هوایی توله (Thule Air Base)، که بزرگترین پایگاه آمریکا در قطب شمال محسوب میشود، برای ردیابی موشکهای بالستیک و فعالیتهای نظامی روسیه اهمیت ویژهای دارد.
با این حال، بهنظر میرسد که تحقق این ایده با موانع جدی سیاسی و دیپلماتیک روبهرو است و احتمال اجرایی شدن آن در شرایط فعلی بسیار کم است.
خیز ترامپ برای بازپسگیری کنترل کانال پاناما
ترامپ بعد از ورود مجدد به کاخ سفید در سخنرانیهای خود تمایل به بازپسگیری کنترل کانال پاناما را ابراز میکند. او همواره اظهار داشته است که تحویل کانال پاناما به دولت و مردم پاناما «با شرایطی بود و اگر اصول اخلاقی و قانونی این هدیه بزرگ رعایت نشود، آمریکا خواهان استرداد کامل کانال به آمریکا خواهد شد».
این اظهارات با واکنش تند مقامات پانامایی مواجه شد. خوزه رائول مولینو، رئیسجمهور پاناما، تأکید کرد که کانال پاناما تحت حاکمیت و مالکیت پاناما است و هرگونه تلاش برای تغییر این وضعیت غیرقابل قبول است. تحلیلگران بینالمللی این اظهارات را بهعنوان بخشی از تمایلات امپریالیستی ترامپ تفسیر کردهاند که میتواند تنشهای ژئوپلیتیکی را افزایش دهد.
پاناما برای آمریکا از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است، زیرا کانال پاناما که این کشور را به دو اقیانوس اطلس و آرام وصل میکند، نقش حیاتی در تجارت بینالمللی و عملیات نظامی ایالات متحده دارد. این کانال، که یکی از شریانهای مهم حملونقل جهانی محسوب میشود، به کشتیها این امکان را میدهد که مسیر طولانی اطراف آمریکای جنوبی را دور بزنند، و این به کاهش هزینهها و زمان حملونقل کمک میکند. همچنین، پاناما بهدلیل موقعیت جغرافیاییاش، نقطه کلیدی در نظارت بر امنیت در مناطق استراتژیک و مقابله با تهدیدات نظامی در نیمکره غربی است.
تحقق اظهارات ترامپ مبنی بر بازپسگیری کانال پاناما از پاناما بهعنوان یک اقدام جدی و اجرایی بسیار بعید بهنظر میرسد. این اقدام نه تنها با مخالفت شدید دولت پاناما و مردم آن روبهرو خواهد شد، بلکه نقض قوانین بینالمللی و حقوق حاکمیت ملی است. قراردادهای بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم و با توافقات جهانی شکل گرفته، حاکمیت پاناما بر این کانال را تثبیت کرده اند. علاوه بر این، کشورهای دیگر و سازمانهای بینالمللی نیز با این نوع اقدامات مخالفت خواهند کرد، کما اینکه هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت کنونی میتواند به بحران دیپلماتیک و حتی تنشهای نظامی منجر شود.
بهره سخن
در همین چند ماه از دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، اقدامات و اظهارات وی در مورد تغییرات عمده در نقشه سیاسی آمریکای شمالی و جنوبی از جمله تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا، تلاش برای الحاق کانادا و مکزیک به ایالات متحده و حتی تصاحب پاناما و گرینلند، نشاندهنده تمایلات امپریالیستی این رئیسجمهور در سطح جهانی است. این مواضع و اقدامات به وضوح نگرانیها و واکنشهای منفی کشورهای همسایه و جامعه بینالمللی را برانگیختهاند. بسیاری از تحلیلگران این اظهارات را نه تنها غیرعملی و بیپایه، بلکه تهدیدی برای روابط بینالمللی و هنجارهای جهانی میدانند.
در حالی که ترامپ این اقدامات را بهعنوان راهی برای تقویت قدرت و امنیت ایالات متحده مطرح میکند، واقعیت این است که این ایدهها با موانع حقوقی، سیاسی و اجتماعی جدی روبهرو هستند. از جمله این موانع، مقاومت شدید دولتها و مردم کشورهای هدف، تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی و چالشهای حقوقی و بینالمللی است. بهطور کلی، اینگونه اقدامات نه تنها نمیتواند بهسرعت اجرایی شود، بلکه در صورت ادامه، ممکن است روابط آمریکا با همسایگان خود را دچار تنشهای جدی و غیرقابل جبران کند.